صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٠ - ايجاد سلطه با جدا نمودن روحانيت از تودههاى مسلمان
كه اين طور در فكر اينند كه در بلاد شروع كردند كه باز همان مطالبى كه زمان رضا خان بود اعاده كنند، و به روحانيين و معممين جسارت كنند و اهانت كنند؟ روحانيون مگر چكارهاند و آنها چه ديده بودند؟ اين چه دستى است كه اين دو قشر را از هم اين طور جدا كرده بود و حالا هم جدا كرده است؟ مگر ان شاء اللَّه به فضل الهى اينها با هم پيوند كنند.
ايجاد سلطه با جدا نمودن روحانيت از تودههاى مسلمان
اينها با مطالعههاى طولانى كه از مردم شرق و مسلمانان و بلاد اسلامى دارند و داشتهاند، و كارشناسهاى آنها در اين بلاد اسلامى با شكلهاى مختلف آمدهاند و مطالعه كردهاند و بررسى كردهاند، اين را يافتند كه تودههاى مسلمين با روحانيين نزديكند، و روحانيين در آنها نفوذ دارند. در هر شهرى ملّاى آن شهر، امام جماعت آن شهر با مردم روابط دارد و مردم از او حرف شنوى دارند، پس اگر بخواهند اين ملت را بشكافند و تحت سلطه بياورند بايد مردم را از اين روحانيين جدا و آنها را از آنها جدا كنند. خوب، بين دانشگاه و روحانى چرا اين طور اختلاف ايجاد كردند، كه در دانشگاه نشود اسم روحانى را برد، و دانشگاهى كه بخواهد نماز بخواند به طور قاچاق نماز بخواند، و در مدرسههاى ما هم اگر اسمى از دانشگاه بيايد، او را به خوبى دريافت نكنند. اين هم روى همان مطالعاتى كه آنها دارند، و اين ديگر واضحتر است كه اين دو قشر، مغز متفكر جامعه هستند. اين دو قشر را اگر از هم جدا كنند مىتوانند كارهايى را كه مىخواهند، انجام بدهند. و اين دو قشر اگر با هم اتصال پيدا بكنند، آنها نمىتوانند مقاصد خودشان را انجام بدهند. و لهذا قلمها و نطقها و رسانهها و اينها كه در خدمت اجانب بود، به كار افتادند، اينها را از هم جدا كردند و دشمن كردند. و در هر قشرى هم ايجاد اختلافات كردند. حالا كه اينها ديدند، آن قدرت اسلام را ديدند و قدرت روحانيون را ديدند و قدرت دانشگاه را ديدند، كه يك همچو قدرت شيطانى را اينها، با هم وقتى كه شدند سرنگون كردند، كه در دنيا كسى احتمال اين را نمىداد كه بتواند ايران اين مرد خائن [١] را
[١] محمد رضا پهلوى.