صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٦ - سرّ پيروزيهاى صدر اسلام
زيرا سلاح معنوى داشتند. يعنى اعتقادشان بر اين بود كه اگر ما برويم و كشته شويم، باز هم سعادتمند هستيم، و اگر بكشيم هم ما سعادتمنديم. آن وقت دشمن فقط براى دنيا بود كه آن هم با فشارى كه بر آنها مىآوردند مىجنگيدند. ببينيد در جنگ ذات سلاسل، دشمن، سربازان خود را به زنجير بسته بود كه فرار نكنند. آيا با اين اعتقاد مىشود جنگيد؟ سرّ اينكه لشكر اسلام پيروز شد و آنها شكست خوردند همين بود، كه آنها روحيهشان را به واسطه اينكه ايمان به خدا نداشتند، بكلى از دست داده بودند. آخر آنها براى چه كسى كار بكنند و براى چه منظورى خود را بكشند؟ آيا خودشان را بكشند كه يك نفر، فرض كنيد شاه و يا پسر شاه، آن همه بساط داشته باشد؟ براى چه اين سربازها آن طور فداكارى كنند؟ اما اينجا اين طور نيست، اينجا فداكارى براى اسلام است. فداكارى براى خداست. خدا هم بر ما حق دارد. هر چه ما داريم از خداست و هر چه داريم بايد در راه او بدهيم.
بنا بر اين، سرّ پيروزى صدر اسلام همين دو كلمه بود: ايمان به خدا و ايمان نداشتن به خدا. آنهايى كه ايمان نداشتند، ضعيف بودند و اينهايى كه ايمان داشتند، قوى. ما بايد با يك همچو قدرت و روحيهاى كه شما مىگوييد كه آنها مىگفتند ما مىخواهيم شهيد بشويم به پيش برويم. من از آن وقتى كه اين نهضت شروع شد مكرر هر چند روز يك مرتبه، زنان و مردان مىآمدند پيش من و اصرار مىكردند كه شما دعا كنيد تا ما شهيد بشويم. من دعا مىكنم كه شما موفق بشويد و ثواب شهادت را داشته باشيد. براى اسلام خدمت كنيد. اين روحيه موجب پيشرفت است. جديت كنيد كه اين روحيه محفوظ باشد.
جوانهايى كه در ارتش و سپاه پاسداران هستند، تقويت روحى بشوند. الحمد للَّه از نظر روحى قوى هستند. ايمان آنها را تقويت كنيد. يك سرباز مؤمن مىتواند يك گروه را در هم بشكند. ان شاء اللَّه من اميدوارم كه اين شهيدانى كه براى خدا به شهادت رسيدهاند، نزد خداى تبارك و تعالى، مقاماتى را داشته باشند كه لشكر اسلام در جنگ احد و در ساير جنگها داشتند. خداوند ان شاء اللَّه خانوادههاى آنان را سلامت بدارد، و من هم به آنان تسليت مىگويم. اينها از خود ما هستند. مثل اينكه فرزندان خود من باشند. متأثر هستم و