صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥ - لزوم تحول فكرى
درك كنيم كه در ظرف يك سال كمتر، دويست تا گروه در يك مملكت پيدا شدن و دويست تا حزب اظهار وجود كردن، اين يعنى چه! اين چه بوده، كه چيست كه اين طور مىشود. دويست تا گروه در اينجا پيدا مىشود. هر چه گروهها هم زيادتر مىشوند اختلافات زيادتر مىشود. اصل حزب بازى را، به نظر من كه در صدر مشروطيت حزب را در ايران درست كردند، حزب بازى را براى همين درست كردند كه نگذارند اين ملت با هم آشتى كنند. براى اينكه، حزب را مىديدند كه اينجا بناى اينها اين است كه وقتى اين حزب شد حزب عدالت و آن حزب شد حزب دموكرات كه در صدر مشروطه بوده، اينها با هم دشمنند. اين براى آن مىزند، اين براى آن مىزند. احزاب در خارج اين جور نيستند. اگر نمايش بدهند كه اين جور هستند براى اينكه كلاه سر ما بگذارند. اگر نمايش بدهند كه اينها اختلاف دارند، اختلاف اساسى ندارند. اينها كلاه سر ما مىخواهند بگذارند تا ما اختلاف پيدا بكنيم. مثل يك بچهاى ما را حساب مىكنند كه يك توپ مىاندازند ميدان كه سرگرم كنند مردم را.
لزوم تحول فكرى
اگر شما آقايان و همه ملت ما بخواهند استقلال خودشان را،- و مىخواهند- بخواهند آزادى خودشان را،- و مىخواهند- بايد اول افكارشان را آزاد كنند. افكار ما الآن در قيد و بند است. حالا هم هست. ان شاء اللَّه بشود الآن يك نهضت، يك نهضت فكرى هم شده الآن، لكن بايد اين [نهضت] را تتميمش كرد. شماهايى كه در دانشگاه هستيد و دانشمند هستيد و متفكر هستيد، اين جوانهاى ما را يك جورى بار بياوريد كه خودشان بفهمند كه خودشان يك چيزىاند. نگويند كه ما بايد گير غرب باشيم، نگويند كه ما بايد غربى باشيم، شرقى باشند. اگر از غرب هم صنعتى مىآيد، ياد بگيرند، اما غربى نشوند، ياد گرفتن مسأله يك چيزى است و مغز را غربى كردن و از خودش غافل شدن، مسئله ديگر است.
ما با تمدن مخالف نيستيم، با تمدن صادراتى مخالفيم. تمدن صادراتى ما را به اين