ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٣٥ - (١٧) فك ختم فص داوودى
هم در بيان، ترتيب تقدم و تأخر زمانىشان مراعات شده و گاه ديگر در بيان، ترتيب مشاركت آنان در فعل و حال- كه در سوره يا داستان بيانشان آمده- مراعات شده است. بنا بر اين، نزديكترين جهت شباهت و نسبت- يعنى نسبت به امر ياد شده- در بيان مقدم آمده و ديگر گاه در آن [سوره يا داستان] اشتراك در شرايع و احكام آن مراعات و ملحوظ شده است. خداوند مىفرمايد: لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً [مائده/ ٤٨: هر گروه از شما را آئين و روشى مقرر كردهايم]، و فرمود: قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ [بقره/ ٦٠: هر گروهى آبخورگاه خويش بدانست]، و چون يكى بودن احكام شرعي بين دو پيغمبر فراوان شد و تقدم يكى از آن دو و برترىاش ثابت گشت، در بيان قرآن آن كس كه در احكام شريعتش با وى مشاركت او قوىتر است، از پى او مىآيد.
١٦/ ١٧ اين را نيك انديشه كن و پايدارش بدار تا مطرد(١) حكمش بيابى، همچنان كه در بعد آوردن داستان آدم عليه السلام پس از داستان حضرت موسى و بنى اسرائيل [در قرآن] تو را بر اين مطلب آگاه نمودم. و اين نكته اگرچه بيانش در اينجا از جهتى بالعرض و اتفاقى بود، ولى كليد ارزشمندى است كه بدان بسيارى از اسرار ترتيب نشانههاى قرآن و داستانها و سورهها و آيات آن- اگر آگاهى بر اصل و ريشه آن كامل باشد- فتح و گشاده مىگردد.
(١). طرد، در اصطلاح معقول جامعيت «حد» را گويند با محدود- در مقابل عكس-. يعنى دو كلام آورند كه منطوق اول مفهوم دوم را تقرير كند و بالعكس، مانند: لا يَعْصُونَ الله ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ (تحريم/ ٦) يعنى: خداى را در مورد آن چيزها كه فرمانشان داده عصيان نكنند و هر چه فرمان دارند انجام دهند.