ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٦ - (١١) فك ختم فص صالحى
بين آن دو نيست، و هيچ ارتباطى بين احديت ذاتى، از جهت تجردش از اعتبارات و بين شيئى از أشياء مطلقا وجود ندارد، همچنان كه آگاهى بر اين مطلب در فك ختم فص هودى، پيش از اين داده شد.
٤/ ١١ پس روشن شد كه مبدأ بودن حق تعالى و نسبت صدور چيزى- و يا چيزهايى- از او، فقط از حيث واحديت درست مىشود، زيرا او واحد است و واحديت پس از احديت است و جايگاه صفات و اسمائى كه داراى كثرت نسبىاند و آنها [: اسماء و صفات] از جهت حق واحد، حيثيات و يا اعتبارات و امثال اينهايند كه اقتضاى تعدد فيض و اثر وحدانى ذاتى الهى و ظهور تعينات پنهان او را به واسطه معلوماتى كه ذاتا متعددند و در پهنه علم ذاتى مرتسمند، مىكنند و اين حيثياتى كه بدانها اشاره شد همان احكام وجوباند.
٥/ ١١ و چون در مقابل هر تاثيرى قابلى اثر پذير است، آن قابليتها به احكام امكان ناميده شده است، و از آن جهت كه اين اعتبارات و صفات اضافى [نسبى] مانند [اسم] شهيد و رقيب و حسيب، داراى مراتب متفاوتى هستند- زيرا از لوازم [اسم] عليم و توابع اويند- همين طور اسم خالق و بارى و مصور و قابض و باسط و فالق و فاطر از توابع اسم قدير و لوازم اويند، بيان اصول آنها كه داراى اوليتند لازم آمد تا تبعيت غير آنها مر آنها را روشن گردد.
٦/ ١١ و چون اين گفته آمد بدان كه: نخستين مفاتيح غيبى بعد از جمع احدى كه بدان آگاهى داده شد، اسماء ذاتى هستند كه آنها را جز كاملان كسى نمىداند و اين از بزرگترين اسرار حق تعالى است كه آشكار كردن آن ناروا و حرام است(١). و اصول اسماء الوهى كه علم و حيات و اراده و قدرتاند، مانند سايهها و خادمان اسماء ذاتىاند، و اسماء ذاتى را مقام غيب حقيقى است كه آنها ذاتا و حكما در مفاتيحى كه گفتم آنها اختصاص به غيب اضافى [نسبى] دارند، سارى و جارىاند و همان اسمائى هستند كه حق تعالى تعبير به فطر و فتق
(١). يعنى عقوبت دارد و آن، افشاى اسماء ذاتى است كه جز كاملان كسى آنها را نمىداند.