ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٤١ - تحقيق در افكار و آراء قونوى
از حديث نفس خالى باشد و صحت و سلامتى مغز هم برقرار باشد و همچنين مزاج راست و مستقيم باشد، خواب از جانب خداست [يعنى رؤياى صادقه است] و در بيشتر موارد تعبير ندارد، زيرا عكس، عكسى است كه به صورت اصل ظاهر شده، و بيشتر خوابهاى پيغمبران اين چنين بوده است.
١٠/ ٦ و اين همان دليل در تعبير نكردن حضرت خليل عليه السلام خواب خويش را و عمل كردن به ظاهر آن بوده است، و هر كس كه دلش قرارگاه حق تعالى گرديد اصولا امر خارجى در قلبش نقش نمىگذارد بلكه منبع و كانون قلب اوست و نقش پذيرى اول در مغز و چون حضرت خليل عليه السلام خو به حالت اولين [يعنى خواب بدون تعبير] داشت و حق تعالى خواست كه او را به مقام كسى كه حق متعال قلبش را فرا گرفته است انتقال دهد، و نقش آن چه كه از قلب الهى او برخاسته و به مغزش رسيده [هر دو] يك نقش بوده است، لذا به صورت اصلى ظاهر نگشت و نياز به تأويل و تعبيرى دارد كه بيانگر حقيقت امر است، كه مقصود از اين نقش به صورت تعينش- يعنى تعين روحانى- در عالم بالا و عوالم عقول و نفوس، و يا كيفيت برخاستنش از قلب متوحد الكثرة، به صفت احديت جمع است.
١١/ ٦ اين را نيكو بفهم و در آن انديشه و تفكر نما، براى اينكه اين فص علومى باطنى و پنهان را داراست كه از آنها تفاوت مراتب نفوس و درجات آنها و شاخه و شعبههاى إدراكات درست و نادرست آنها دانسته مىشود، و فرق بين خيال مقيد و مثال مطلق و نسبت هر يك از آن دو به ديگرى و به حق تعالى دانسته مىشود براى اينكه هر خيال مقيدى عبارت است از حكمى از احكام اسم «الباطن» كه در عالم مثال مطلق- به سبب درست بودن علم و قواى حكايت كننده- تجسدى راست و درست مىيابد و همين طور در هر خيال مقيدى هم تجسدى راست مىيابد. اين به حسب قوه مصوره و به حسب محل و به حسب احوال خواب بيننده و به حسب صفات و زمان ادراك [خواب] كه غالب بر اوست