ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٤٠ - تحقيق در افكار و آراء قونوى
٩/ ٦ سپس بايد دانسته شود كه مردمان در مراتبشان بر اقسام گوناگوناند كه منحصر در سه قسم است: قسمى نازل و پستند و بردلهاشان مهر خورده و از جانب نفوسشان- يعنى دلهاشان- چيزى از آن چه كه در نفوسشان چه در گذشته و چه تازه كه نقش شده- مگر در افراد اندك- اتصال بدان [عالم مثال] نمىيابد، مانند حال عارضى كه به تندى زوال مىپذيرد و به كندى مىآيد. و قسم ديگر براى دلهاشان گاهى صفا و آسودگى از مشغوليات [مادى] و از راه خيالش اتصال به عالم مثال مطلق حاصل مىآيد بنا بر اين هر چه كه نفوسشان در آن وقت آن را ادراك مىنمايد، همان به صورت انعكاس شعاعى به قلب منعكس شده و از قلب هم به مغز منعكس گشته و در آن نقش مىگذارد. پس اگر در آن چه كه مشاهده مىكند اثر حديث نفس [: با خود سخن گفتن] يافت شود قوه مصوره در آن، آلت و اثرى از مزاج و آن چه كه گفتيم، وارد كرده است ولى اگر خواب
قدس الله سره الزكي در منظومه فصل الخطاب خويش در اين باره فرمايد:
و قد كان عند العارفين لظاهر *** الوجود اعتبارات بنور البصيرة
له كان ايضا كثرة نسبية *** و وحدته ذاتية بالضرورة
فوحدته كانت شئونات ذاته *** و اصل الحروف العاليات العظيمة
و ان شئون الذات عند اعتبارنا *** حقائق انوار الصفات الحميدة
بغير امتياز إذ حقيقة ذاته *** هو الأحد القدوس عن كل كثرة
فنور رسول الله اول صادر *** تجلى و مجلى ذاته الاحدية
و كان تجلى الذات للذات مجملا *** بغير تفاصيل الصفات الحميدة
و منه عقول الأنبياء تشعشعت *** و أرواح كل الأنبياء تجلت
و من نوره العرش المجيد و كلما *** يكون من الأكوان في كل نشأة
و اين مطالع و مجالى كلى كه مفاتيح غيبند و قفل درهاى بسته بين ظاهر وجود و باطن وجود به وسيله آنها باز مىشود، پنجاند: نخست مجلاى ذات احدى و عين الجمع و مقام او ادنى و طامة الكبرى و مجلاى حقيقة الحقائق كه غايت غايات است دوم مجلاى برزخيت نخستين و مجمع بحرين و مقام قاب قوسين و حضرت جمعيت اسماء الهى سوم مجلاى عالم جبروت و انكشاف أرواح قدسي است چهارم مجلاى عالم ملكوت و مدبرات آسمانى و قائمان به امر الهى هستند كه در عالم ربوبيتاند پنجم مجلاى عالم ملك است- به واسطه كشف صورى- و شگفتيهاى عالم مثال و مدبرات كونىاند كه در عالم سفلى (ماده) هستند.