ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٣٠ - (١٧) فك ختم فص داوودى
به شهادت [: آشكار] آهسته آهسته بوده تا آن كه امر منتهى به نوع انسانى گرديد و آن ظهور، صورت مخصوص ديگرى به خود گرفت و پيوسته همين طور كار به صورت و سير ديگرى در مراتب اعتدال كه پهنه نوع انسانى آن را در بردارد، ظهور پيدا مىكرد زيرا خلافت، حكمش درباره آدم عليه السلام به واسطه كمبود خليفگان بر مردم، تمام و گسترده نگرديد. از اين جهت كسى كه احكام مرتبه او [: آدم] بر وى استوار شود- جز افراد اندكى از فرزندان او- نبود، از اين روى خلافت وى فراگير مرتبه رسالت نبود و در وى و در نسل پس از وى تا زمان حضرت نوح عليه السلام كه اولين مرسل و فرستاده شده بود، بالقوة ماند.
٥/ ١٧ حال گوييم: همين گونه پيوسته احكام خلافت از جهت خلافت و از جهت مرتبه جانشينى- مانند وجود- ظهور و گسترشش فزونى مىيافت تا كار به حضرت داوود عليه السلام منتهى گشت و مرتبه خلافت به وجود او تمامى و كمال يافت و احكامش در وجود، به حسب درجات كاملتر بودن، پس از استيفا و فراگيرى آن چه كه آن شرط حصول مقام كمال است انبساط و گسترش يافت و احكام و صفات بيان شده به فرزندش سليمان نيز كمال و انبساط يافت. و قرآن كريم به اين مطلب- يعنى ثبوت اشتراك بين آن دو در حكم و علم و غير اينها را كه در آغاز فص بيان شد- آگاهى داده، به آن جا مراجعه كن. لذا خداوند سبحان به آن چه كه به او [: داوود] و فرزندش [سليمان] بخشيده، يعنى از آن چه كه بر خلفا و پيامبران پيشينشان از علم و انبساط احكام خلافت و نفوذ و شمول تأثير در خلايق، افزون داشتند اشاره كرده است.
٦/ ١٧ و از آن جمله كه بدان خلافت حضرت داوود بر حضرت آدم برترى يافته اينكه: بهره او [: آدم عليه السلام] از اسماء [الهى]- آن گونه كه بدان تصريح دارد- علم او بوده بدانها، و اما داوود عليه السلام از جهت علم و حال و عمل، بدانها تحقق داشت. از جهت علم، پيش از اين بدان اشاره شد، و بر صاحبان خرد پوشيده نيست كه بزرگترين شرط در تحقق و شايستگى به مرتبه