ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١١٠ - (١٤) فك ختم فص عزيرى
٩/ ١٤ و نوع ديگر از بازگردانيدن اين است كه صورت تركيب يافته، اگرچه اجزائش از هم پاشيده شده و اعراض لازم [صورت] نابود شده است، ولى جواهر آنها نزد خداوند در عالمى از عوالم او كه اهل كشف و شهود مشاهدهاش مىكنند- در امرى [: موضوعى] كه حامل آنهاست- محفوظ و مصون است، و اين همان چيزى است كه تعبير به «عجب الذّنب» شده و آن نفس [: عين] جسميت آن صورت است، ولى از جهت قيام و برپايى روح حيوانى و تمامى قواى مزاجى آن به اين بخش جسمانى. و هر گاه كه خداوند اراده بازگشتش را نمود، به اين قوا و جواهر اين أجزاء جسمانى، اعراضى را مىپيوندد كه با آنها سازگار بوده و شباهت به اعراض پيشينى داشته باشد كه حامل آنها بوده است لذا به گونهاى كه بوده و يا به صورتى كه وقت و حال حاضر اقتضاى آن را مىكند، به آن [أجزاء جسمانى] پيوستگى مىيابد. و خاصيت و اثر اين اجتماع [: جمع شدن أجزاء جسمانى] دوم و آن چه كه بدان اتصال و پيوستگى مىيابد، از نتايج صفات و احوالى است كه نتيجه اجتماع اول و تدبير پيشين است، و بازگردانيدن درازگوش حضرت عزير عليه السلام از اين نوع بوده است.
١٠/ ١٤ از اين روى بود كه خداوند سبحان فرمود: وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً [بقره/ ٢٥٩: استخوانها را بنگر چگونه بجنبانيمشان، سپس آنها را به گوشت مىپوشانيم]. بنا بر اين، خداوند متعال در اين مقام، سه امر [: صورت] را كه فراگير اقسام حفظ هستند آشكار ساخت:
نخست حفظ صورت قديمى است از سرعت تغيير و عدم برقرار ماندنش لذا آن را از تغيير و دگرگونى حفظ كرده و همان گونه كه بوده برقرارش مىدارد.
اين شأن [و صورت حفظ] خوردنى و آشاميدنى حضرت عزير عليه السلام بود.
و صورت دوم: حفظ صورتش از نابودى و از هم پاشيدگى أجزاء بود با اينكه روح تدبير كننده صورت [از بدن] روى گردانيده بود، همچنان كه از موجبات