ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠٩ - (١٤) فك ختم فص عزيرى
روح از تدبير صورتى كه از آن جدا شده و روى آوردنش به تدبير مظهر ديگر و سرگرم شدنش بدان- بطورى كه اين روى گردانيدن موجب از هم پاشيدگى أجزاء آن صورت و ويران شدنش گردد- فقط از ناحيه ضعف روح و ناتوان بودنش از جمع بين دو طرف است، يعنى جمع بين عالم دنيايى و عالمى كه بدان انتقال يافته است.
٧/ ١٤ و اما امثال و نمونههاى اينها أرواح كلى مقدس كاملاند آنهايى كه هيچ كارى از كار ديگر بازشان نمىدارد و هيچ عالمى از عالم ديگر پوشيدهشان نمىكند، چون در برزخ محبوس و زندانى نيستند بلكه آنها را توان ظهور در اين جهان هر وقت كه بخواهند هست، لذا از اين عالم به كلى روى نگردانيدهاند.
و ما به حقيقت آن راه پيدا كرده و آن را و گروهى كه آن عالم را مشاهده كردهاند، ديدهايم و شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- با پيغمبر صلى الله عليه و آله و با هر كس از انتقال يافتگان به جهان آخرت كه داراى اين صفتاند- هر وقت از شب و يا روز كه بخواهد- گرد مىآيد. و من اين را بارها تجربه و آزمايش كردهام.
٨/ ١٤ و اين همان نوعى است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بدان اشاره كرده و فرموده: خداوند بر زمين حرام [: ممنوع] كرده كه بدنهاى پيغمبران را بخورد. و علت و سببش همان است كه گفتم، يعنى از بركت مصاحبت و ملازمت روح مقدس است با اين بدن و به دست آوردنش مر صفتى از صفات بقا و جاودانگى آن [روح] را و به كلى روى نگردانيدنش از بدن پس از جدا شدن حال تدبيرش مر بدن را. بنا بر اين، چنين بدنى كه محفوظ از انفكاك و از هم پاشيدگى [مواد] است، وقتى كه به نيرويى امداد و يارى شود و دستور به دست آوردن نوعى از اعتدال بيابد، حيات و زندگى به آن اتصال پيدا مىكند و براى بازگشت روح بدان- به صورت تدبير- آماده مىشود. و اين نوع از بازگردانيدن، بازگردانيدن حضرت عزير عليه السلام بود.