ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠٨ - (١٤) فك ختم فص عزيرى
[صورت] در به دست آوردن سود و دفع زيان- كه هر دو مختص به اين صورت و روح آن است- پا بر جا دارد.
٥/ ١٤ و به اين نوع از معاد است كه خداوند اشاره دارد و فرموده:
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ، بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ [قيامت/ ٣ و ٤: آيا انسان مىپندارد كه استخوانهاى او را جمع نمىآوريم؟ آرى! تواناييم كه انگشتان وى را راست آوريم] و امثال اينها كه شريعت هم بدان اشاره دارد كه: أجزاء در محلهاى خويش محفوظند تا زمانى كه فرمان به بازگشتشان به محل اجتماعشان- به عللى كه نخست اقتضاى اجتماعشان را مىكرد- برسد.
ولى اجتماع نخست بستگى بر تعيين أجزاء از كليات داشت و اين اجتماع، گرد آمدن و تأليف يافتن از أجزاء موجود متعينى است لذا خداوند سبحان فرمود: هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ [روم/ ٢٧: اوست كه خلق را پديد آورده و سپس بازش مىآورد و بازآوردن براى او آسانتر است].
زيرا بازگردانيدن گرد آمده از أجزاء موجود متعين، آسانتر است از ايجاد اجزايى كه وجودشان در كليات مستهلك و نابود است و شروع در پيوند دادن آنها كند و بيان الهى «و باز آوردن براى او آسان تر است» از ناحيه نگرش به قضيه [: حكم] است از آن روى كه حكم است، نه از ناحيه حق سبحانه و تعالى، زيرا هيچ چيز براى او سخت و دشوار نيست.
٦/ ١٤ و نوع ديگر از بازگردانيدن، نگاه دارى صورت تركيب يافته است از از هم پاشيدگى اجزائش با اينكه روح از آن جدا شده است. [اين] به واسطه استعداد نداشتن صورت است براى برپا بودن حيات بدان، كه لازمهاش روى آوردن روح است به تدبير آن صورت. و تمايل اين روح براى رسيدن به كمال خويش است كه صورت را در مدت زمان تدبيرش [در دنيا] صفتى از صفات بقا و جاودانگى- كه ذاتش اقتضا مىنمايد- [در بر مىكند]، چون بقا و جاودانگى براى أرواح صفتى ذاتى است. و نيز براى اينكه روى گردانيدن