ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠٧ - (١٤) فك ختم فص عزيرى
قدرت تابع اراده است و اراده است كه اقتضاى تخصيص [اختصاص دادن] را مىكند(١). ولى كشف حقيقى اين واقعيت را مىرساند كه اراده جز تعين تخصيص علمى الهى نيست(٢)، نه اينكه مبدأ تخصيص است همچنان كه علم اثر در معلوم ندارد بلكه معلوم فقط تعلق علم را به خود برحسب آن چه كه در نفس خود از تعين و جزء بودن مشخص است، تعيين مىكند. و اين عمده سر قدر است.
٣/ ١٤ و شيخ ما- كه خداوند از او خشنود باد- [در اين باره] تفصيل داده كه نيازى به بازگفتن آنها نيست. با اين همه، من بارها در اين كتاب و ديگر تصنيفاتم حق مطلب را ادا كرده و بيانش را به كمال رسانيدهام و خداوندگار را سپاسگزارم. و اكنون از احكام قدرت در انواع معاد و آن چه كه خداوند در حال عزيز عليه السلام از آن آشكار نمود آگاهى مىدهم.
٤/ ١٤ گويم: معاد بر انواع گوناگون واقع مىشود: يك نوعش بازگردانيدن صورت مركب است از أجزاء مخصوص پس از از هم پاشيدگى آن أجزاء و جمع آوردن آنها و به شكل نخستين و آماده كردنش براى اتصال روحش بدان [صورت]- اتصالي تدبيرى- كه مقوم و برپا دارنده آن صورت بوده و آن را در تصرفى كه مقتضى استعداد آن [صورت] و استعداد روح از جهت آن
(١). اراده صفتى است كه براى زنده حالى را پديد مىآورد كه فعل از جهتى- غير جهت ديگر- واقع مىشود، و در حقيقت جز به معدوم تعلق نمىگيرد، زيرا صفتى است كه براى وجود و حصولش اختصاص به يك امر مىيابد، چنانكه خداوند مىفرمايد: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (يس/ ٨٢) يعنى: امر او وقتى چيزى را اراده مىكند فقط بدان گويد: باش! در دم وجود يابد.
و قدرت صفتى است كه زنده توان انجام و ترك آن را با اراده دارد و بر قوه اراده اثر مىگذارد.
و قدر عبارت است از تعلق اراده ذاتى به أشياء در زمانهاى خاص خود بنا بر اين تعلق هر حالى از حالات موجودات به زمان معينى و سبب معينى عبارت است از قدر.
(٢) و آن مزيت دادن اراده است، و شايد تخصيص براى علم به جزئيات بنا بر مذهب راستين باشد (حاشيه).