رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩٦ - فصل دهم در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است قلم اول اينكه در ادب مع الله حضور قلب بايد , دوم اينكه بدون اذن تصرف نكند , سوم اينكه عبادت حبى باشد , چهارم اينكه خدا را به اسماى حسنى بخواند , پنجم در موضوع وقايه است , ششم در عدم اعتداى در دعا است هفتم در تعظيم اسماء الله تعالى است
نبودت هيچ فعل و تميزى *** درين حدى كه سلطان عزيزى
چه بعدى حال چون سرمايه دارى *** به راه افتى و كام دل بر آرى
لذا آنكه طلب منازل انبيا را تجاوز در دعا مى داند بايد فرق بين نبوت تشريعى و نبوت مقامى بگذارد . و نبوت مقامى را در اصطلاح خاصه اعنى اهل ولايت , نبوت عامه گويند , و گاهى به نبوت تعريف در مقابل نبوت تشريع نيز تعبير مى كنند . و شيخ رئيس نيز بدين نبوت عام در فصل دوم مقاله چهارم نفس( شفاء) كه از غرر فصول كتاب نفس است ايمائى مى فرمايد ( ص ٣٣٦ج ١ ط ١ ) . در نبوت عامه انباء و اخبار معارف الهيه است يعنى ولى در مقام فناى فى الله بر حقائق و معارف الهيه اطلاع مى يابد و چون از آن گلشن راز باز آمد از آن حقائق انباء يعنى اخبار مى كند و اطلاع مى دهد . چون اين معنى براى اولياء است و اختصاص به نبى و رسول تشريعى ندارد در لسان اهل ولايت به نبوت عامه و ديگر اسماى ياد شده تعبير مى گردد .
خواجه طوسى در( تجريد) مطلبى بسيار شريف به اين عبارت دارد( : و قصه مريم و غيرها تعطى جواز ظهورها على الصالحين) . ( ٢١٦ )
آرى ظهور كرامات و خوارق عادت براى غير پيغمبران هم جائز است چنانكه براى مريم سلام الله عليها و غير وى كه از انبياء نبودند كرامات ظهور كرده است ولكن بايد به آداب آنها بود تا چنان قابليت حاصل شود . واذكر فى الكتاب مريم اذا نتبذت من اهلها مكانا شرقيا . فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا ( ٢١٧ ) ( مريم : ١٧ ١٨ ) . و تامل بنما در آل عمران كه خداوند سبحان مى فرمايد : اذ قالت امرات عمر ان رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا الى قوله تعالى يا مريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين ( ٢١٨ )
( ٣٦ ٤٤ )
نشد تا جان تو بى عيب و بى ريب *** درى روى تو نگشايند از غيب
در عين حال بايد توجه داشت چنانكه در پيش گفته ايم عبادت حبى باشد كه عبادت احرار است نه براى ظهور كرامات و خوارق عادات و وصال حور و