رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٦ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
و مع ذلك اگر بحسب تكوين جدا در طبقه خود عالى و در ملكت خود قوى بوده باشد , چنين نفس بيماران را شفا دهد و اشرار را بيمار گرداند و طبايعى را ويران و طبايعى را استوار كند و عناصر به اطاعت او استحاله شوند كه آتش جز آتش و زمين جز زمين گردد , و به ارادت وى باران فرود آيد و فراوانى روى نمايد . چنانكه خسف و وباء پديد آيد يعنى زمين فرو ببرد و بيمارى و با حادث شود . همه اين امور به حسب واجب عقلى است يعنى به اقتضاى حكم محكم برهانست]( .
و به همين مضمون در فصل بيست و پنجم نمط دهم( اشارات) كه در اسرار آيات است فرمود :
[ ولعلك تبلغك عن العارفين اخبار تكاد تاتى بقلب العاده فتبادر الى التكذيب , و ذلك مثل ما يقال : ان عارفا استسقى للناس فسقوا , او دعا عليهم فخسف بهم و زلزلوا او هلكوا بوجه آخر , او دعا لهم فصرف عنهم الوباء و الموتان و السيل و الطوفان , او خشع لبعضهم سبع , او لم ينفر عنهم طائر , او مثل ذلك مما لا يؤخذ فى طريق الممتنع الصريح , فتوقف و لا تعجل فان لامثال هذه اسبابا فى اسرار الطبيعه و ربما يتاتى لى ان اقتص ( اقص خ ) بعضها عليك] .
يعنى( : شايد ترا از عارفان اخبارى برخلاف عادت رسد كه بنابراين به تكذيب آنها مبادرت كنى چنانكه گويند : عارفى براى مردم باران خواست و باران آمد , يا برايشان شفا خواست و شفا يافتند , يا بر آنان نفرين كرد و زمين آنان را فرو برد و يا به زمين لرزه گرفتار شدند و يا به وجه ديگر هلاك شدند , يا آنان را دعا كرده و وباء و مرگ و سيل و طوفان از آنها دفع شد , يا درنده رامشان شد , و يا پرنده از آنها نرميد و مانند اينها كه نبايد در راه ممتنع صرف اخذ شود , پس توقف كن و شتاب مكن كه امثال اين امور را در اسرار طبيعت اسبابى است و شايد برايم ميسر شود كه برخى از آنها را برايت بخوانم) انتهى .
نماز استسقاء در شريعت محمديه على صادعها الصلوه و السلام با