رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٧ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
جمعيت و دستورات خاصى بيان شده است كه در تاثير نفوس اهميت بسزا دارند . و بطور اصل كلى نفوس مجتمع متحد را اثر يك نفس كلى الهى قوى است . و يكى از فضيلتهاى نماز جماعت و حلقه ذكر و مجتمع دعا اين است كه هر انسانى يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوبى و كمالات انسانى را دارد و به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازه واسطه نزول بركات خواهد بود , انسانهاى گرد آمده در صلوه و ذكر و دعاء كان يك انسان كامل و يا ظل و مثال او را تشكيل مى دهند كه آن مجتمع نزول بركات خواهد بود . چنانكه به تعبيرى تصور و صور علمى علل عاليه , مبادى صور و موجودات مادون خود باذن الله تعالى مى باشند . پس تاثير دعا و نفرين و ظهور معجزات و خوارق عادات و منامات همه مستند به علل و اسباب واجب خودند و رابطه بين اين نحو آثار و عللشان برقرار است چنانكه بين آثار ديگر و عللشان در تسلسل اسباب و مسببات . هر چند عله العلل و مسبب الاسباب على الاطلاق حق مطلق در مظاهر و شئونش است زيرا كه هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ( حديد : ٤ ) الله يبدؤا الخلق ثم يعيده ( ٢٢٧ ) ( يونس : ٣٦ ) و اليه يرجع الامر كله ( هود : ١٢٣ ) . ( ٢٢٨ )
ابن خلكان در شرح حال شيخ رئيس نقل كرده است كه([ : وكان اذا اشكلت عليه مساله توضا و قصد المسجد الجامع و صلى و دعا الله عزوجل ان يسهلها عليه و يفتح مغلقها([ [( تاريخ ابن خلكان]( ج ١ ط ١ ص ١٦٧ ) . يعنى( هرگاه مساله اى بر وى دشوار مى شد , وضو مى گرفت و به مسجد جامع مى رفت و نماز مى گزارد و خداى عزوجل را مى خواند كه آن را بر وى آسان گرداند و آن در بسته را به روى او بگشايد) .
در اين كريمه و روايت آن به دقت توجه شود تا معلوم گردد كه نفوس قدسى را باذن الله تعالى چگونه دست تصرف در ماده كائنات است : قوله عز من قائل : فلما آسفونا انتقمنا منهم فاغرقنا هم اجمعين ( ٢٢٩ ) ( زخرف : ٥٧ ) . و فى الكافى و التوحيد عن الصادق عليه السلام انه قال فى هذه الايه : ان الله تبارك و تعالى لاياسف كاسفنا