رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٩ - فصل دهم در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است قلم اول اينكه در ادب مع الله حضور قلب بايد , دوم اينكه بدون اذن تصرف نكند , سوم اينكه عبادت حبى باشد , چهارم اينكه خدا را به اسماى حسنى بخواند , پنجم در موضوع وقايه است , ششم در عدم اعتداى در دعا است هفتم در تعظيم اسماء الله تعالى است
فصل دهم در ادب مع الله
غرض ما در اين فصل اين استكه مطلب اهم در دعا ادب مع الله است و آن به هفت قلم آراسته مى شود :
الف در ادب مع الله حضور قلب بايد كه در خطاب و مناجات توجه به حق بايد وگرنه دعاء با انصراف قلب به غير و عدم توجه به حق سبحانه محض سوء ادب است و اين دعا قرب نياورده بعد مى آورد . بر آن باش تا مقام عنديت را حائز شوى فى مقام صدق عند مليك مقتدر , كه عبدالله عند الله است . به نكته( ٤٨٣ هزار و يك نكته) رجوع شود . ( ١٦٩ )
همه عند اللهى اى خواجه گر عبد اللهى *** همه انست به خدا هست اگر انسانى
ب و ديگر ادب مع الله ايجاب مى كند كه بدون اذن و امر به تصرف در برنامه اى از برنامه هاى چرخ نظام تكوينى , و حكمى از احكام كتاب تشريعى , دست تصرف به چيزى دراز نكند . و اگر چيزى به تو دادند ادب اقتضا مى كند كه در ازاى آن عبد شكور باشى نه اينكه بى اجازه مولى آن را به هر نحو بخواهى صرف كنى . و چه بسيار از اولياء الله كه به آنان دست تصرف عطاء شده است و لكن ادب و معرفتشان مانع از اعمال تصرف شده اند . همانطور كه در فص لوطى( فصوص الحكم) آمده است ( : فان اوحى اليه بالتصرف بجزم تصرف , و ان منع امتنع , و ان خير اختار ترك التصرف الا ان يكون ناقص المعرفه) الخ .
ترجمه آن به تحرير حسين خوارزمى اينكه([ : اگر وحى آيد به تصرف تصرف