رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٥ - فصل دهم در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است قلم اول اينكه در ادب مع الله حضور قلب بايد , دوم اينكه بدون اذن تصرف نكند , سوم اينكه عبادت حبى باشد , چهارم اينكه خدا را به اسماى حسنى بخواند , پنجم در موضوع وقايه است , ششم در عدم اعتداى در دعا است هفتم در تعظيم اسماء الله تعالى است
و در فصل پنجم بدان اشارتى نموده ايم . طهور در لغت عرب صيغه مبالغه طاهر است يعنى طاهر پاك است و طهور پاك پاك كننده . پس شرابى كه از دست ساقيشان مى نوشند , علاوه بر اينكه پاك است پاك كننده هم هست .
آب مضاف ممكن است كه طاهر باشد اما مسلما طهور نيست ولكن مطلق آن هم طاهر است و هم طهور .
اين شراب ابرار را از چه چيز تطهير مى كند ؟ امام عليه السلام فرموده است از هر چه كه جز خداست , زيرا طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست . دنس چرك است و اكوان موجودات . و مراد نقص امكانست كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است .
اين شراب انسان را از ما سوى الله شست و شو مى دهد و اينچنين انسان به نور شهود مى يابد كه هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن . و حقيقت فاينما تولوا فثم وجه الله برايش تجلى مى كند .
در عبارات اهل دل كه خطاب به ساقى مى شود و شراب طلب مى كنند مراد همين سقيهم ربهم شرابا طهورا است , و شراب اين آيه و خمر در آيات ياد شده را به فارسى تعبير به( مى) مى كنند . و كاس را گاهى به قدح و گاهى به جام و پيمانه و پياله تعبير مى نمايند . اين عالم نامور روحانى جامع علوم عقلى و نقلى اسلامى ملا مهدى نراقى است كه گويد :
بيا ساقيا من به قربان تو *** فداى تو و عهد و پيمان تو
مئى ده كه افزايدم عقل و جان *** فتد در دلم عكس روحانيان
شنيدم ز قول حكيم مهين *** فلاطن مه ملك يونان زمين
كه مى بهجت افزا و انده ز داست *** همه دردها را شفا و دواست
نه زان مى كه شرع رسول انام *** شمرده خبيث و نموده حرام
از آن مى كه پروردگار غفور *** نموده است نامش شراب طهور
بيا ساقى اى مشفق چاره ساز *** بده يك قدح زان مى غم گداز