رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٤ - فصل ششم در بيان طهارت داعى است
اهل الجنه لا يتحسرون على شى ء فاتهم من الدنيا كتحسرهم على ساعه مرت من غير ذكر الله . ( ١٤٥ )
مهمترين شعب تزكيه , تطهير سر و ذات انسان از شك و ريب در ايمان بالله است كه با نور معرفت از ظلمات اوهام و وساوس بدر آيد و به حليت توحيد حقيقى كه توحيد قرآنى است متحلى گردد . و اگر همت بگمارى كه يك انسان قرآنى بشوى كه در حق تو صدق آيد لا يمسه الا المطهرون خوشا به حالت .
حال بدانكه آنچه را مى شنوى آنرا مس مى كنى و آنچه را مى گويى نيز اينچنين است . و آنچه را مى خورى هم مس مى كنى و همه انحاء ادراكات تو ممسوس تست و تمام احوال و نيات و شئون و اطوار تو ممسوس تست , آن انسان قرآنى باش كه لا يمسه الا المطهرون . و با نا محرم جليس مباش خواه نامحرم آشنا و خواه نا محرم بيگانه . و مقصودم از اين نا محرم مطلق مرد و زنى است كه محرم ولايت الهى و ولايت اولياء الله نيست . و بند هجدهم( دفتر دل) هم در اين امر مطلوبست , و آن اينكه :
سخن بنيوش و ميكن حلقه گوش *** مكن اين نكته را از من فراموش
حذر بى دغدغه از صحبت غير *** چه در مسجد بود غير و چه در دير
كه اغيارند نا محرم سراسر *** چه از مرد و چه از زن اى برادر
دل بى بهره از نور ولايت *** بود نا محرم از روى درايت
ز نا محرم روانت تيره گردد *** قساوت بر دل تو چيره گردد
چه آن نا محرمى بيگانه باشد *** و يا از خويش و از همخانه باشد
ترا محرومى از نا محرمانست *** كه نا محرم بلاى جسم و جانست
مرا چون ديده بر نا محرم افتد *** ز اوج انجلايش در دم افتد
به روز روشن است اندر شب تار *** به نزد يار خود دور است از يار
همين نا محرم است آن ناس نسناس *** كه استيناس با او آرد افلاس