رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٦ - فصل هفتم در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
برتر است . راوى گفت : فدايت شوم هر آينه فضل اديب را نزد مردم در انجمنها و مجالس دانستم فضل او نزد خداى عزوجل چگونه است ؟ فرمود : زيرا قرآن را چنانكه نازل شده است قرائت مى كند , و در خواندن خداى عزوجل دعا را درست مى خواند چه اينكه دعاى نادرست به سوى خداى عزوجل بالا نمى رود]( .
ابن فهد در( عده) گويد[ : ان الاحكام تتغير بتغير الاعراب فى الكلام , الا ترى الى قوله صلى الله عليه و آله وسلم حين سئل : انا نذبح الناقه و البقره و الشاه و فى بطنها الجنين انلقيه ام ناكله ؟ قال صلى الله عليه و آله و سلم : كلوه ان شئتم فان ذكاه الجنين ذكاه امه . فبعض الناس يروى ذكاه الثانى ( كذا الذكاه الثانيه ظ ) بالرفع فيكون معناه ان ذكاه امه تبيحه وهى كافيه عن تذكيته . و بعض رواها بالنصب فيكون معناه ان ذكاه الجنين مثل ذكاه امه فلا بد فيه من تذكيه له بانفراده و لا تبيحه ذكاه امه . فافهم ذلك فانه من مغاص الفهم و رقيق العلم] .
يعنى( با دگرگونى اعراب , احكام نيز دگرگون مى شوند مثلا از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند كه شتر و گاو و گوسفند را تذكيه مى كنيم و در آنها جنين است . آيا آن را بياندازيم يا بخوريم ؟ فرمود : اگر خواهيد بخوريد زيرا كه ذكات جنين ذكات مادر اوست . در اين جمله ذكاه الجنين ذكاه امه اگر ذكات دوم را به رفع بخوانيم معناى آن چنين است كه ذكات جنين همان ذكات مادر اوست كه جنين را نبايد تذكيه كرد بلكه به تذكيه مادر , او نيز مذكى است يعنى ذكات مادر مبيح اكل اوست . و اگر به نصب بخوانيم معناى آن چنين است كه ذكات مادر اوست يعنى جنين را بايد مثل مادرش تذكيه كرد كه اگر شتر است به نحر و اگر گاو و گوسفند است به ذبح) .
اين سخنى سخت استوار است كه معانى و احكام به تغير اعراب متغير مى گردند و شواهد در پيرامون آن بسيار است . لذا مى بينيم كه اهتمام و عنايت علماى سابق ما در ضبط قراءات قرآنى و اجازات روايى تا چه اندازه بوده است چنانكه