رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٩٥ - فصل دهم در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است قلم اول اينكه در ادب مع الله حضور قلب بايد , دوم اينكه بدون اذن تصرف نكند , سوم اينكه عبادت حبى باشد , چهارم اينكه خدا را به اسماى حسنى بخواند , پنجم در موضوع وقايه است , ششم در عدم اعتداى در دعا است هفتم در تعظيم اسماء الله تعالى است
و خداوند سبحان از ايوب پيغمبر عليه السلام حكايت فرموده است : وايوب اذ نادى ربه انى مسنى الضر و انت ارحم الراحمين ( انبياء : ٨٣ ) .
و حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم را وصف فرموده است كه : وانك لعلى خلق عظيم ( ٢١٢ ) ( قلم : ٥ ) و با اين وصف احدى را عديل او نمى يابى .
و ديگر اقتضاى ادب مع الله عدم اعتداى در دعاء است كه انه لا يحب المعتدين ( ١١٣ ) ( اعراف : ٥٦ ) . و فى المجمع( عن ابى مجلز : قيل : هو ان يطلب منازل الانبياء فيجاوز الحدفى الدعاء) . ( ٢١٤ )
تبصره : در اين مقام ارشاد به مطلبى ضرورى است و آن اينكه مظاهر ولايت مطلقه و وسائط فيوضات الهيه انسانها را به نداى تعالوا به سوى خود كه در قله شامخ معرفت قرار گرفته اند دعوت كرده اند يعنى ما را ببينيد و به سوى ما بالا بياييد , و دعوت آن ارواح طاهره و افواه عاطره , حاشا كه به سخريه و استهزاء و هزل و لغو باشد قالوا اتتخذنا هزوا قال اعوذ بالله ان اكون من الجاهلين ( بقره : ٦٧ ) ( ٢١٥ ) پس اگر نيكبختى ندايشان را به حقيقت نه به مجاز لبيك بگويد تواند كه به قدر همت خود به مقاماتى منيع و درجاتى رفيع ارتقاء و اعتلاء نمايد و به قرب نوافل بلكه به قرب فرائض نايل آيد هر چند به فضل رتبت عبوديت و نبوت و رسالت و امامت تشريعى منادى دست نمى يابد . اين امر همان ولايت تكوينى است كه بايد در كناره سفره رحمت رحيميه تحصيل كرد . ما اين مسائل را در رسائل( نهج الولايه) و( انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه) به ميان آورده ايم و با برهان عقلى و نقلى و اشارات لطيف عرفانى بحث كرده ايم . و در( دفتر دل) نيز ثبت شده است كه :
تعالو را شنو از حق تعالى *** ترا دعوت نموده سوى بالا
چه بودى مر تعالى را تو لايق *** تعالوا آمدت از قول صادق
چه مى خواهى در اين لاى و لجنها *** چرا دورى ز گلها و چمنها
تويى آخر نگار همنشينش *** بزرگى جانشين بى قرينش