رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٣ - توضيح صد و شصت و يكم در بيان اصل هشام بن سالم و حديث من بلغ
مشتق است و آن گياهى است كه بر تنه و شاخه هاى درخت مى پيچيد و اطراف آن را فرا مى گيرد همانگونه كه عشق شراشر دل را تسخير مى سازد . سپس مى گويد : و تحقيقا اين حالت در عشق حقيقى موجود است . زيرا وقتى كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اثر جنگها , پيكانهاى تير به بدن شريفش فرو مى رفت , جراح , هنگامى كه حضرت به نماز مى ايستاد آنها را از بدنش خارج مى ساخت . چونكه قلب آن جناب در آن هنگام به عالم قدس و جبروت مشغول بود و هيچگونه احساسى نسبت به درد نداشت . . . و چنين است حال عاشقان خداوندى كه از هرگونه نقصى منزه است .
١٩٠ روايت است , مردى به سرور عاشقان و اميرمؤمنان گفت : چگونه است حال تو كه رؤيت چنين نورانى است و بر اين حسن و جمالى ؟ . . .
١٩١ مفضل گويد : از امام صادق عليه السلام راجع به عشق پرسيدم , فرمود : دلهائى است كه از ياد خدا خالى است , پس خداوند دوستى غيرش را به آنها چشانده است .
١٩٢ محمد بن جمهور احسائى از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت مى كند كه آن حضرت فرمود : از براى خداوند شرابى است مخصوص اولياء و ارادتمندانش , كه هرگاه از آن بنوشند مست گردند , و هرگاه مست گردند , به اهتزاز در آيند , و هرگاه به اهتزاز درآيند , پاكيزه گردند , و هرگاه پاكيزه گردند , گداخته شوند , و هرگاه گداخته شوند , خالص گردند , و هرگاه خالص گردند , به جستجو در آيند , و هرگاه به جستجو در آيند مى يابند , و هرگاه بيابند , مى رسند , و هرگاه بر سند , پيوند خورند , و هرگاه پيوند خورند فرقى ميان آنان و محبوبشان نيست .
١٩٣ چون پروردگارش به كوه تجلى كرد كوه را خرد كرد و موسى بيهوش بيافتاد .
١٩٤ امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : سوگند به خدا كه خداوند در كلام خود براى مردم تجلى نموده است ولى آنان نمى بينند .
١٩٥ پس خداى سبحان با ارائه قدرت خود در كتابش براى مردم تجلى كرد . بدون آنكه او را ببينند .
١٩٦ آفريدگار مشاعر و قوى توسط آنها براى عقول تجلى كرد .