رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٧ - فصل سوم در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا , و در آن چهار تبصره است
مصدر دوم باب مفاعله است كه از دو طرف است پس اذكرونى اذكركم جزاء و فاق است .
اين تبصره خلاصه اى از سؤال يكصد و بيست و نهم باب هفتاد و سوم( فتوحات مكيه) و فص محمدى( فصوص الحكم) است .
واقعه اى شيرين اينكه : يكى از اهل ولاء كه با هم موالات داشتيم در مراقبتى به لقاء من رآنى فقد رآنى فان الشيطان لا يتمثل بى تشرف حاصل كرده است از آن حضرت صلى الله عليه و آله ذكر خواست , فرمود : من به شما ذكر سكوت مى دهم .
و نيز واقعه اى شگفت براى راقم پيش آمده است كه آن را در( دفتر دل) چنين ثبت كرده است :
شبى در را به روى خويش بستم *** به كنج خانه در حيرت نشستم
فرو رفتم در آغاز و در انجام *** كه تا از خود شدم آرام و آرام
بديدم با نخ و سوزن لبانم *** همى دوزند و سوزد جسم و جانم
بگفتند اين بود كيفر مر آنرا *** رها سازد به گفتارش زبان را
چو اندر اختيار تو زبانت *** نمى باشد بدوزند اين لبانت
از آن حالت چنان بى تاب گشتم *** كه گويى گويى از سيماب گشتم
ز حال خويش ديدم دوزخى را *** چشيدم من عذاب برزخى را
فص يونسى( فصوص الحكم) در ذكر و ادب مع الله است كه سبب اختصاص فص بدان همان ذكر يونسى است . و در اين فص و شروح آن حقايقى در ذكر است , و اين كمترين را نيز در اين مقام در شرح بر آن مطالب نفيس است . شيخ در فضيلت و اسرار ذكر لطائفى دارد از آن جمله گويد :
( و ما احسن ما قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : الا انبئكم بما هو خير لكم و افضل من ان تلقوا عدوكم فتضربوا رقابهم و يضرب رقابكم ؟ ذكر الله . و ذلك انه لا يعلم قدر هذه النشأه الانسانيه الا من ذكر الله الذكر المطلوب منه فانه تعالى جليس من ذكره , و الجليس مشهود الذاكر , و متى لم يشاهد الذاكر الحق الذى جليسه فليس بذاكر) . ( ص ٣٨٣ ط ١ )