رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٠ - فصل سوم در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا , و در آن چهار تبصره است
ذكر هم مطابق تقلب قلب در اشخاص يا در يك شخص مطابق احوال و اوقات وى مختلف است كه مطابق دولت ذكر و توجه قلبى الفاظ مناسب آن چون كلمه طيبه لا اله الا الله و يالله و يا حى يا قيوم و نحو آنها مسموع مى گردد .
و در اين اطوار قلبى گاهى تمثلهايى نيز پيش مى آيد بلكه اشرف از تمثل , كشفهاى بى مثالى روى مى آورد :
صعود برزخى چون گشت حاصل *** بيابى بس تمثلهاى كامل
مثالى همنشين و همدم تو *** فزايد نور و بزدايد غم تو
چو سر سالك آيد در تمثل *** تمثلهاست در دور و تسلسل
كه تا كم كم ز لطف لا يزالى *** بيابى كشفهاى بى مثالى
چو دادى تار و پودت را به تاراج *** عروج احمدى يابى به معراج
چون سخن از تمثل پيش آمد گوييم : همه تمثلها از ادراكات انسان است و در صقع ذات او مثال تمثل مى يابد . و چون آن را در چندين نكته( هزار و يك نكته) بيان كرده ايم و بسيارى از اشارات لطيف كه در عداد اسرار و رموز معارف است در آن آورده ايم در اينجا به ذكر همين مطلب شريف نا گفته اكتفا مى كنيم و آن اينكه : در روايات عديده آمده است كه پيغمبر اكرم و ائمه اطهار و نيز حضرت سيده نساء عالمين صديقه طاهره سلام الله عليهم اجمعين در وقت احتضار مؤمن براى او حاضر مى شوند . اين حضور همان تمثل است كه بر اثر حصول انصراف تام از اين نشأه براى شخص حاصل مى شود كه صور بذر معارف و عقائد حقه او و نتيجه اعمال وى مى باشند . و اگر در غير زمان و احتضار چنين انصراف دست دهد تمثلهايى روى مى آورند نظير فتمثل لها بشرا سويا , چون ملاك همان تمثل است چنانكه در كلام الهى تمثل به حكم كلمه( فا) متفرع بر افعال قبل است كه اذ انتبذت من اهلها مكانا شرقيا فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا اليها روحنا , و بعد از آن فرمود : فتمثل لها بشرا سويا , فتبصر ( ٩٩ ) . در لام( لها) هم دقت و تدبر بسزا لازم است كه لام اضافه