رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٠ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
وفاقا , و فرموده است : جزاء من ربك عطاء حسابا , و فرموده است : وما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم ( ٢١٩ ) ( شورى : ٣٠ ) . چنانكه بين غذاها و داروها با مزاج نسبتى خاص است و غذاها را در اعتدال مزاج و عدم آن دخلى تمام است . و چنانكه مى دانيم در احكام الهى آنچه مامور به است در آن مصلحتى است , و آنچه كه منهى عنه است در آن مفسدتى است .
در بعضى از موارد نسبت بين فعل و جزاء را به خوبى پى مى بريم , و در بعضى موارد آگاهى اندكى بدان پيدا مى كنيم , ودر بعضى ها چيزكى مى بوييم , و در بسيارى از موارد در وجه نسبت مى مانيم چنانكه در وجه نسبت بين فواكه و ديگر اثمار با اصولشان عاجزيم .
مثلا در مجلس هشتاد و چهارم( امالى) صدوق به اسنادش روايت شده است عن مجاهد , عن ابى سعيد الخدرى قال : اوصى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم على بن ابى طالب عليه السلام فقال : يا على لا تجامع امراتك بشهوه امراه غيرك فانى اخشى ان قضى بينكما ولد ان يكون مخنثا مؤنثا مخبلا .
يعنى( : در وقت صحبت خيال زن ديگرى را در خاطر نياور كه فرزند مخنث آيد ) . اهل نظر در وجه مناسبت بين فعل و جزاى نكاح بدان وصف چيزى پى مى برند و بدان آگاهى مى يابند اما پى بردن به وجه مناسبت بين همين فعل و جزاى آن كه در اين روايت آمده است و آنرا سيوطى در( جامع صغير) نقل كرده است كار آسان نيست و آن اينكه : من وطا امراته وهى حائض فقضى بينهما ولد فاصابه جذام فلا يلو من الا نفسه . در اين حديث نيل به وجه عليت نكاح در حال حيض ومعلول آن كه مجذوم شدن ولد است , دشوار است و بسيارى تحليل طبى و كاوش علمى به طرق عديده لازم است تا علت آن به دست آيد . و از اين گونه روايات بى شمار است كه در فهم مناسبت بسيارى از آنها قادريم و در بسيارى از آنها عاجز .