رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٩ - فصل سوم در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا , و در آن چهار تبصره است
دل ساهى دل قاسى عاصى است *** دل عاصى است كو از فيض قاصى است
و بخصوص كه حق سبحانه فرموده است : اقم الصلوه لذكرى ( طه : ١٥ ) . درست در آيه تأمل شود كه حق تعالى صلوه را وسيله ذكر قرار داده است . شيخ بهائى در آخر شرح حديث دوم كتاب( اربعين) گويد([ : قال بعض الاكابر : انما كان الفكر افضل الاعمال لانه عمل القلب و هو افضل من الجوارح فعمله اشرف من عملها , الا ترى الى قوله تعالى : اقم الصلوه لذكرى ؟ فجعل الصلوه وسيله الى ذكر القلب . و المقصود اشرف من الوسيله .
در ترجمه( قطب شاهى) آن را چنين ترجمه كرده است( : بعضى از اكابر گفته اند : سبب اينكه مرتبه فكر بر مرتبه عبادت رجحان يافته آنست كه فكر عمل قلب است و عبادت عمل جوارح و اعضا , و هيچ شك نيست كه قلب اشرف از اعضا است . پس عمل او نيز اشرف باشد از عمل اعضا چنانچه آيه كريمه : اقم الصلوه لذكرى اشعار به آن دارد چه كه مفسرين ذكر را در اين آيه تفسير به فكر كرده اند يعنى بر پاى داريد نماز را به واسطه فكر من , و مقرر است كه مقصود اشرف از وسيله مى باشد پس فكر كه مقصود است اشرف باشد از نماز كه وسيله و سبب حصول آنست) .
ولكن حق اين است كه كلمه ذكر را ابهامى نيست كه حمل بر فكر شود و به همان تعبير قرآنى شيرين و دلنشين است كه ذكر به ياد حق بودنست , هر چند فكر در عبارت فوق در اين مقام به همان مفاد ذكر است . كيف كان مطلب مهم در ذكر قلبى اين است كه بدانى همانطور كه طفل در مدت دو سال يا كمتر و بيشتر مطابق استعداد و اعتدال مزاجش از شنيدن كلام و اراده تكلم كم كم به نطق مى آيد و گويا مى شود , قلب سالك صادق هم بر اثر مداومت در حضور و انصراف فكر به قدس جبروت و دوام ذكر حق , به نطق مى آيد كه حتى ذكر قلب شنيده مى شود , و اين نطق نيز مانند نطق ظاهرى بنابر استعداد باطنى سالكان متفاوت است . و خود