رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٠ - فصل دهم در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است قلم اول اينكه در ادب مع الله حضور قلب بايد , دوم اينكه بدون اذن تصرف نكند , سوم اينكه عبادت حبى باشد , چهارم اينكه خدا را به اسماى حسنى بخواند , پنجم در موضوع وقايه است , ششم در عدم اعتداى در دعا است هفتم در تعظيم اسماء الله تعالى است
كند , و اگر وحى آيد به منع تصرف ممتنع گردد . و اگر تخيير كرده شود ميان تصرف و ترك تصرف , اختيار ترك تصرف كند . پس ظاهر شود به مقام عبوديت , و تصرف را به حضرت حق باز گذارد از براى تادب به آداب عبوديت و ملازمت آنچه ذات او اقتضاء مى كند از عجز و ضعف , مگر كه مخير ناقص المعرفت باشد پس تصرف كند و طريق تادب بين يدى الله را مسلوك ندارد به واسطه آنكه نداند كه وصف ذاتى او ضعف و فقر و مسكنت و عجز است و وقوف نزد ذاتيات اشرف و اعلى است . و ملاحظه اين معنى نكند كه تخير در حق او شايد كه ابتلاء من الله باشد , اما چون عارف كامل مى داند كه تاثير و تصرف بنده را عارضى است و ذاتى حق است و مخصوص به حضرت او پس هرگاه كه تصرف كند در عالم به همت , آن تصرف از امر حق باشد]( .
ج دگر ادب مع الله اقتضاء مى كند كه از او جز او را نخواهى كه اين عبادت احباب و احرار است . اين امر از بلند همتى عبد است . كسانى كه دون همت اند به وفق دنائت خود طلب دارند . يكى از مشايخ ما رضوان الله تعالى عليه ما را ترغيب مى فرمود به مثل دعاى سحر حضرت امام محمد باقر عليه السلام ( اللهم انى اسالك من بهائك بابهاه و كل بهائك بهى . . . ) كه در آن بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نيست , اگر بهشت شيرين است , بهشت آفرين شيرين تر است .
چرا زاهد اندر هواى بهشت است *** چرا بيخبر از بهشت آفرين است
در اين معانى در ديگر رسائل چون رساله( لقاء الله) و( مجموعه مقالات) به تفصيل بحث كرده ايم و رواياتى از غرر احاديث نقل نموده ايم , نياز به اعاده و تكرار نيست .
و مطلبى كه در اينجا توصيه آن مهم است اينكه : سعى كن حركت تو چون حركت ايجادى باشد . حركت ايجادى حركت حبى است و از آن تعبير به سير حبى نيز مى شود . و اين حركت فوق حركت طبيعى اعم از نقلى و جوهرى و حركات اعراض