رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠ - مقدمه كلماتى چند حول مكانت و منزلت دعاء است
دعا ياد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوى گفتن و شيرين زبانى كردن است .
دل بى دعا بها ندارد , و دل بى بها بها ندارد قل ما يعبؤبكم ربى لولا دعاؤكم ( بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگار من شما را چه وزن نهد و به شمار آورد) . صادق آل محمد صلوات الله عليهم فرمود : عليكم بالدعاء فانكم لا تقربون بمثله ( ٢ )
( كافى معرب ج ٢ ص ٣٣٩ )
جمود عين و خمول لسان از كور دلى است . هر چند كه محبت و عشق اساس ذكر و دعايند ولى در آغاز از ذكر و مناجات و دعا محبت به بار آيد و در انجام , محبت , ذكر و مناجات و دعا و سوز و گداز مى آورد .
در اول ذكر آرد انس با يار *** در آخر ذكر از انس است و ديدار
چنانكه مرغ تا بيند چمن را *** نيارد بستنش آنگه دهن را
شود مرغ حق آن فرزانه سالك *** كه با ذكر حق است اندر مسالك
خوش آنگاهى دل از روى تولى *** شرف يابد ز انوار تجلى
چگونه مرغ حق نايد به حق حق *** چو مى بيند جمال حسن مطلق
در مكانت و منزلت دعا و مقامات آن آيات قرآنى را لسان مبين است , و رواياتى در اسرار و آداب دعا از پيشوايان دين است كه مشايخ علم را برانگيختند و بر آن داشته اند تا در دعا كتابها نوشته اند , و صحيفه ها گرد آورده اند , و در پيرامون آن با تنويع موضوعات عديده بحثها پيش كشيده اند , و درهايى از رحمت به سوى نفوس مستعده گشوده اند , و به نامهاى دلنشين و طرب انگيز و جان فزا از قبيل( مفتاح الفلاح) و( عده الداعى) و( فلاح السائل) و( قوت القلوب) و( مصباح المتهجد) و( روضه الاذكار) و( البلد الامين ) و( منهاج العارفين) و( منهاج النجاح) و نظائر آنها ناميده اند , تا از اين اسامى عطر آگين نيز مشام ارواح را معطر سازند , و قلوب را به رياض قدس سوق دهند , و نفوس را به مجالس انس كشانند .