رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٠ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
موجود مفارق عقلانى را كه وجودى احدى الذات و ذو وضع نيست نسبت او با جميع ماديات متساوى است . و به حكم برهان و عرفان بدن انسان از آن حيث كه بدنست مرتبه نازله نفس است مطلقا . و تعلق را انحاء گوناگون است كه لازم نيست هرگونه تعلق نفس با غير خود به نحوه تعلق او با بدنش باشد تا پندارى كه از تعلق لازم آيد كه آن متعلق بدن نفس شود . و در اين امر به مطلب شامخى كه از حديث شريف امام صادق عليه السلام در تثليث عالم و آدم در ضمن شماره ٣٣ فصل اول گفته ايم ناظر باش .
د مطلب ديگر در توحد و تجمع و عزم و همت و اراده نفس استكه اگر از رنگ تعلق رهايى يابد و صاحب همت باشد آثارى شگفت از وى صادر گردد . لذا ارواح كمل توانند در آن واحد در اماكن مختلف حاضر باشند كه بدون تقييد و انحصار در صور كثيره در آيند و آن صور بر او صادق آيند كه همه از منشات او و مثالهاى قائم به او هستند به نحو قيام فعل به فاعل . در اين معنى به فصل پنجم از فصول سابقه تمهيد جملى( مصباح الانس) ابن فنارى ( ص ٣٧ ط ١ ) رجوع شود كه گويد( : الانسان الكامل مظهر له من حيث الاسم الجامع , و لذا كان له نصيب من شان مولاه ) الخ . ( ٢٤٠ )
و همچنين قيصرى در آخر فصل ششم مقدماتش بر شرح( فصوص الحكم) كه گويد : ( والنفوس الانسانيه الكامله ايضا يتشكلون باشكال غير اشكالهم المحسوسه و هم فى دارالدنيا لقوه انسلاخهم من ابدانهم , و بعد انتقالهم ايضا الى الاخره لازدياد تلك القوه بارتفاع المانع البدنى , ولهم الدخول فى العوالم الملكوتيه كلها) الخ ( ص ٣٣ ط ١ ) . ( ٢٤١ )
و نيز در شرح فص اسحاقى گويد([ : العارف يخلق بهمته اى بتوجهه و قصده بقوته الروحانيه صورا خارجه عن الخيال موجوده فى الاعيان الخارجيه كما هو مشهور من البدلاء بانهم يحضرون فى آن واحد فى اماكن مختلفه و يقضون