رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٤ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
ابر برنايد پى منع زكات *** و از زنا افتد و با اندر جهات
هر چه آيد بر تو از ظلمات و غم *** آن ز بى باكى و گستاخى است هم
گويا انسان به فهم ارتباط دعا و اثر آن بهتر و روشن تر از نسبت بسيارى از ذنوب و آثار آنها كه عقوبات متفرع بر آنها است پى مى برد . بدين بيان كه آدمى در توجه و ذكر و دعا به اخلاق ملكوتيان متخلق مى گردد و به اوصاف عقول قادسه متصف مى گردد كه واجد رتبه ولايت تكوينى و صاحب مقام( كن) مى گردد , و با چنين نفس قدسى اعتلاء به ملكوت يافته اقتدار بر تصرف در ماده كائنات مى يابد و خارق عادت و معجزه و كرامت از او بروز و ظهور مى كند . و همه معجزات و كرامات و خوارق عادات مبتنى بر اين اصل قويم اند .
شيخ رئيس نمط دهم( اشارات) را كه در اسرار آيات است در بيان همين مطلب مهم قرار داده است . مرادش از آيات , غرائبى است كه از اولياء الله صادر مى شود , و مرادش از اسرار , وجوه و علل صدور آنها از آنانست . و در اين نمط شريف همت گماشته است كه ظهور اين غرائب را بر مذاهب طبيعت و روش برهان عقلى و مشهودات و مجربات عادى مردم بيان كند و حقا نمط هاى سوم و هفتم و هشتم و نهم و دهم اين كتاب عظيم در معرفت نفس يعنى روانشناسى از ذخائر بسيار گرانقدرند .
و نيز در آخر مقاله چهارم كتاب نفس( شفاء) بدان اصل قويم كه اشارت نموده ايم كلامى كامل در غايت اتقان و احكام دارد كه سزاوار است به نقل آن تبرك جوييم و به ترجمه آن تشرف يابيم . و دانسته باد كه نقل كلام اين اعاظم نه از اينروى است كه حق از رجال دانسته شود كه سيره مقلدين است بلكه انتخاب قول حق در تاييد مرام است كه سنت محققين است . بارى شيخ گويد :
([ و كثيرا ما تؤثر النفس فى بدن آخر كما تؤثر فى بدن نفسها تاثير العين العائنه و الوهم العامل . بل النفس اذا كانت قويه شريفه شبيهه بالمبادى اطاعها العنصر الذى فى العالم و انفعل عنها و وجد فى العنصر ما يتصور فيها . و ذلك لان النفس