رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠١ - فصل يازدهم در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
و اگر در مبانى عقلى و طبيعى و روانشناسى درست تامل شود يعنى به سر اين قضيه بتيه كه علم و عمل دو گوهر انسان سازند و اغذيه و اوقات و امكنه حتى احوال و امزجه والدين در حين انعقاد نطفه و بعد از آن دخلى بسزا در نحوه تكون ولد و اخلاق و اوصاف ديگر ظاهرى و باطنى وى دارند به خوبى آگاهى حاصل گردد , معلوم شود كه انسان ساخته از چه عواملى است . بلكه مشاهده مى گردد كه عوارض درونى انسانى بر اثر روى آوردن احوال گوناگونش خواه مادى و خواه معنوى در تغيير رنگ رخسار و دگر گونى مراج و افكار و همه آثارش اهميت بسزا دارند و عواملى بسيار قوى اند . و انسان در حقيقت معجون افعال و احوال و نيات و سعى خود است و به عبارت ديگر انسان اعمال خود است و جزاء نفس اعمال است انه عمل غير صالح ( هود : ٤٦ ) .
گناه و ثواب را , دعا و ذكر و حضور و مراقبت را نيز تكوينا در ذات انسان بلكه در بيرون از ذاتش آثار عجيب و غريبى است . چنانكه انسانى كه فكرش را به دوام منصرف به قدس جبروت كرده است شروق نور حق در سرش صفا و جلائى و نور و ضيائى پديد مى آورد زيرا كه خو پذير است نفس انسانى و آنكه مصاحب با ملكوتيان است به خوى آنها در مى آيد و كسى كه به صفات آنها متصف شده است سعادتمند است و سعادت انسان همين است , و به قول شريف فارابى در([ مدينه فاضله([ : [( السعاده وهى ان تصير نفس الانسان من الكمال فى الوجود الى حيث لا تحتاج فى قوامها الى ماده , و ذلك ان تصير فى جمله الاشياء البريئه عن الاجسام فى جمله الجواهر المفارقه للمواد و ان تبقى على تلك الحال دائما ابدا الا ان رتبتها تكون دون رتبه العقل الفعال . و انما تبلغ ذلك بافعال ما اراديه , بعضها افعال فكريه و بعضها افعال بدنيه]( ( ٢٢٠ ) الخ ( ص ٦٦ ط مصر ) . و آن كس كه به صفات ملكوتيان در آمده است صاحب عزم و همت و اراده مى گردد همتى كه به قول شيخ اجل ابن سينا در فصل دوم مقاله چهارم كتاب نفس( شفاء) كه از مهمترين فصول آنست([ : وقد