مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٣١ - خوبى ها و بدى ها
مى نمود , آن اعمال همه به قبيح و زشت مبدل گشته , و هيچ اشكال عقلى هم بوجود نمىآمد . زيرا كه به عقيده آنان خوبى و بدى به يك امر واقعى برگشت نمى نمايد بلكه منوط به امر و نهى شارع است ولى عدليه اماميه معتقدند كه افعال منهاى بيان شارع داراى ارزشهاى عقلى هستند . البته بعضى فى نفسه متصف به خوبى يا بدى بوده و برخى ديگر به هيچيك از دو صفت ذاتا متصف نمى باشند بلكه تابع انطباق يكى از عناوين و افعالى هستند كه فى ذاته خوب يا بدند . اماميه اضافه مى كنند كه شارع مقدس نيز اگر امر يا نهى مى كند , همواره امر و نهى او با توجه به معيارها و ملاك هاى عقلى تعلق مى گيرد . يعنى هر جا كه امر مى كند , آن عمل خوب بوده كه متعلق امر شارع قرار گرفته , و هر جا كه نهى نمايد , آن كردار , زشت و ناپسند بوده كه شارع مقدس از آن نهى نموده است , نه آنكه چون امر كرده , آن عمل پس خوب محسوب شده , و چون نهى نموده پس زشت گشته باشد .
خوبيها و بديها - خوبى و بدى همواره به يك معنى نيست , بلكه مجموعا ميتوان گفت به سه معنى اطلاق مى گردد , كه بايد ديد فرقه اشاعره كداميك را منكرند , آيا هر سه معنى را انكار مى ورزند و يا بعضى از معانى را ؟
١ ) خوبى به معناى كمال و بدى به معناى نقص - آنجا كه مى گوييم : دانايى خوب است و نادانى بد , در اينجا خوبى و بدى به آن معنا است كه دانايى افزايش و كمال نفس آدمى و مرحله اى از مراحل[ ( شدن]( اوست و بالعكس نادانى نقص و كاستى نفس انسان است .