مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٩٩ - حدسى
اصول فقه نيز آن مرحوم در كتاب عدة الاصول به آن استناد كرده است . و اجمالا بدين شرح است :
از آنجا كه خداوند خالق بشر است لزوما بر بندگان خود لطف داشته و ترك لطف از طرف باريتعالى قبيح و دور از شأن خالقيت اوست , كما اينكه ارسال انبياء به منظور هدايت بشر ناشى از همين لطف است , با توجه به اين اصل , چنين نتيجه گرفته مى شود كه هرگاه در بين امت اجماعى بر خلاف حق در شرف تكوين باشد اقتضاى لطف خداوندى بر بندگانش اين است كه توسط معصوم از آن جلوگيرى شده و آنان را به نحو مقتضى به راه راست هدايت نمايد .
البته اصل لطف در مباحث كلام توسط دانشمندان اسلامى مورد خدشه واقع و مردود شناخته شده زيرا هر چند لطف خداوند بر بندگانش مسلم است ولى اين امر ملازمه با حضور دائمى امام در بين امت ندارد , چرا كه غيبت امام ناشى از تقصير و عدم شايستگى امت است , و هرگاه شرايط مهيا شود و شايستگى امت حاصل گردد , امام ظاهر و حاضر خواهد شد .
خواجه نصيرالدين طوسى در كتاب تجريد الاعتقاد [١] مى گويد :
[ ( وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا](
يعنى : وجود امام لطف است و دخالت او در امور لطف ديگرى است و غيبت او ناشى از خود ماست .
٣ ) طريق حدسى , اين روش شايد از دو طريق ديگر عملى تر باشد , و اكثر متأخرين همين راه را پيموده اند . مرحوم محقق قمى در
[١]) كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ص ٢٨٥ چاپ قم .