مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١١٢ - نظريه بى اعتبار بودن عقل
به علت آنكه به امامت مستمر اهل بيت ( ع ) اعتقاد نداشتند , دست خود را از منابع احكام كوتاه ديده , و از طرفى كتاب و سنت را وافى و كافى براى تمام نيازمنديهاى مردم نمى دانستند , روى اين حساب ناچار به استنباطات عقلى پناه آورده و براى آن حد وسيعى قائل شدند .
نظريه بى اعتبار بودن عقل در بحث كتاب به اين نظريه , ضمن تشريح موضع اخباريين , اشاره كوتاهى كرديم كه در اينجا لازم است اندكى مشروحتر بحث شود .
در اوائل قرن يازدهم هجرى مردى از ميان فقهاى اماميه ( ملا امين استرآبادى ) با انتشار كتابى تحت عنوان[ ( فوائد المدينه]( طرح جديدى در متد استخراج احكام مطرح ساخت كه بنظر ما همانطور كه قبلا هم گفتيم , عكس العمل تندرويهاى فرقه هاى امثال اسماعيليه , صوفيه و باطنيه مى توانست باشد . وى در اين كتاب نخست علوم را به دو دسته تقسيم مى كند : دسته اول علومى كه قضاياى آن علوم مبتنى بر پايه هاى حسى نبوده و با حواس ظاهرى نمى توان آنها را اثبات كرد . بنظر استرآبادى رياضيات جزء دسته نخستين است كه قضاياى اصلى آن به وسيله حواس بدست مىآيد و از حس سرچشمه مى گيرد . ولى علومى مانند فلسفه مابعد الطبيعه , كه در مورد مباحثى نظير تجرد روح , بقاء نفس , اثبات هيولا بحث مى كند , جزء دسته دوم است . وى پافشارى دارد بر اينكه تنها دسته نخستين , علومى ارزشمند بوده و ساير علوم هيچگونه ارزشى ندارند . زيرا دسته اول بر حس مبتنى هستند و