مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١١٧ - غير مستقلات عقليه
ستمگرى و ظلم .
در اينگونه موارد براى كشف و رسيدن به حكم شرعى , يك قياس و استدلال منطقى بدينگونه تشكيل مى گردد كه حكم صادره از ناحيه عقل را صغرى قرار داده , و سپس با اضافه نمودن كبراى كلى[ ( هر چه عقل بدان حكم كند , شرع نيز به آن حكم خواهد كرد]( نتيجه مى گيريم كه در اين مورد نيز حكم شرع وجود دارد .
همانطور كه ملاحظه كرديد , در تمام مراحل فوق براى كشف حكم شرعى , آنچه كه عمل مى كند و كاربرد دارد تنها عنصر عقل است , يعنى صغراى قياس منطقى و نيز كبراى آن از احكام عقل هستند , و بدين جهت آن را مستقلات عقليه مى گويند .
٢ ) غير مستقلات عقليه به مواردى گويند كه در استكشاف حكم شرعى , تنها عنصر مؤثر , عقل نيست بلكه عقل پس از دريافت حكمى از شرع وارد عمل مى گردد . مثلا وقتى شرع مقدس نسبت به عملى دستور و حكمى صادر كرد و آن را واجب نمود , اگر انجام آن عمل متوقف بر انجام عمل ديگرى باشد يعنى آن عمل دوم نقش مقدمه را براى عمل واجب داشته باشد , در اينگونه موارد , هر چند شرع مقدس نسبت به وجوب مقدمه تصريحى ننموده است ولى از آنجا كه انجام ذى المقدمه بدون انجام مقدمه امكان پذير نيست , عقل وارد عمل گشته و حكم مقدمه را مبنى بر وجوب شرعى اكتشاف مى كند . مثل آنكه شارع مقدس انجام عمل حج را بر مكلفين واجب نموده است ولى نسبت به طى طريق و مسافت تا مكه معظمه نقل و تصريحى نكرده است , اينجا عقل مى گويد : از آنجا كه بين انجام فريضه حج و