مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١١٥ - نظريه بى اعتبار بودن عقل
عقل , برداشتهاى عقلى را ممنوع دانستند . در حالى كه پيروان فلسفه حسى در اروپا بر اساس محو و خودباختگى بى قيد وشرط در مقابله با آورده هاى علوم طبيعى و استوار نگاهداشتن محصول تجربه , با استنتاجات منطقى و استدلالهاى عقلى غير متكى بر حس مبارزه كردند .
ولى مجتهدين اماميه جالب ترين موضع را در ميان دو خط فكرى انتخاب نموده و تعقيب كرده اند . اين بزرگواران در عين آنكه به پيروى از ائمه هدى شعارشان همواره اين است كه : ان دين الله لا يصاب بالعقول يعنى همانا دين خدا به وسيله عقول به چنگ نمىآيد , معذلك علاوه بر آنكه در استنباط احكام خدا از عقل استفاده مى كنند , به طور كلى عقل را به عنوان يكى از منابع مستقل در كنار كتاب و سنت براى ايصال احكام الهى دانسته , و در اصول دين و مبانى اعتقادى آن را تنها وسيله شناخت مى شناسند و در مقابل , پايبند شدن به اصول اعتقادى از طريق تقليد را باطل اعلام مى دارند .
اين بزرگواران در تبيين ادراكات عقلى , در مقابل اشاعره , همواره به سنگر نشسته و از مقام عقل به عنوان پيامبر باطن دفاع نموده اند .
بنابر اين علماى اماميه در موضوع دليل در ابعاد مختلف و از جهات گوناگون درگير بوده اند . از يكسو با اشاعره و از سوى ديگر با اخباريين , و از جهت سوم با اصحاب رأى و اجتهاد آزاد بحثى اصولى داشته اند . ما در فصل آينده اين جهات را دقيقا روشن خواهيم كرد .