مباحثي از اصول فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٣٣ - خوبى ها و بدى ها
نسبت به بسيارى از اعمال اختيارى انسان , ابتدائا و بدون الهام از شرع , قضاوت نموده و آنها را تقبيح و تحسين مى نمايند . و سپس اضافه مى كنند كه بين اين گونه احكام صادره از عقلا و وجود احكام از ناحيه شارع ملازمه برقرار است , و با اذعان به چنين ملازمه اى ميتوان به احكام شارع نائل گشت .
اينكه مى گوييم[ : ( عقلا از آنجهت كه عاقل هستند]( , بخاطر آن است كه بعد عقلانى آنها كاملا مشخص گردد . زيرا كه عقلا در مواردى كه حكم به حسن و قبح مى كنند هميشه اينطور نيست كه جنبه عقلانى صرف و خالص داشته باشند , بلكه بسيارى از اوقات انگيزه هاى ديگر در قضاوتشان مؤثر است , كه مورد نظر ما نمى باشد , و عدم دقت در آن موجب خلط مبحث مى گردد . مانند آنجا كه عقلا بخاطر انفعالات نفسانى مبادرت به صدور رأى نموده باشند , مثلا مى گويند : آزار حيوانات بد است و يا كمك به بيماران خوب است و نيز اعمال خلاف عفت عمومى بد , و يا وطن پرستى خوب است و امثال آن , در اينگونه موارد , انگيزه قضاوت آنان مفاهيمى از قبيل رقت , شفقت , رحم , حياء , حميت و غيرت مى باشد . اينگونه آراى عقلا , داخل در محل نزاع عدليه و اشاعره نمى باشد , زيرا كه عدليه هم مدعى آن نيستند كه در چنين مواردى حكم شرع لزوما متابعت از اينگونه افكار عقلا مى نمايد . به خاطر آن كه هر چند احكام فوق توسط جمهور عقلا صادر شده ولى از بعد احساسى و عاطفى صادر گشته اند , نه از بعد عقلانى . و مسلم است كه شارع مقدس كه خداى تبارك و تعالى است , بموجب براهين فلسفى , محال است منفعل به انفعالات احساسى و عاطفى گردد . زيرا كه اين حالات , صفات