زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٤٨ - ايمان
و نشست و برخاست با علماى ربّانى و اراده و اختيار و عشق و علاقه با دين خدا ـ كه همان اسلام قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) است ـ پيوند بخورد ، اين هشت حقيقتى كه در كلام پيامبر آمده است از انسان ظهور مى كند .
به عبارت ديگر وقتى افق وجود انسان در برابر خورشيد دين قرار گيرد اين هشت نور از اين افق طلوع مى كند ، و انسان منبعى از خيرات و بركات براى خود و ديگران مى شود .
ايمان
در كلام نورانى رسول خدا از ايمان تعبير به ريشه و پايه و اصل شده است ; زيرا اگر ايمان نباشد بناى دين استوار و مستحكم نخواهد بود ، و يقيناً فتنه ها و فتنه گران ميان انسان و دين جدايى خواهند انداخت .
قرآن ، انسان را در دين دارى هم چون اولياى خدا مى خواهد كه دين و عمل و اخلاقشان بر ريشه و بنيانى چون ايمان و باور و يقين قرار داشت ، و به اين سبب در برابر فتنه ها و آشوب ها و اغواگرى ها و وسوسه ها سالم ماندند ، و استوارى و ثابت قدمى نشان دادند . و اگر به جايى مى رسيدند كه حفظ دينشان در گرو نثار جانشان بود هم چون آسيه ، حبيب نجار ، ياسر ، سميّه ، ميثم تمار ، رشيد هجرى ، عمر بن حمق خزاعى ، حجر بن عدى ، و از همه برتر و والاتر اصحاب و اهل بيت حضرت حسين (عليهم السلام) ، جانشان را نثار رضاى دوست مى كردند ; و اين نثار جان كه عاشقانه انجام مى گرفت نبود مگر به سبب ايمانى كه به حقايق داشتند .
ديدن روى تو و دادن جان مطلب ماست ^^^ پرده بردار ز رخساره كه جان بر لب ماست