زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٥٤ - زكات
است ، و رحيم و غفور و ودود و قدير و عظيم و كريم و رزاق و . . . است ، بايد اين اقرار با وفاى كامل عملى توأم شود و وفاى به آن در مرحله ى قلبى اين است كه :
لاَ يَبْقَى لِلمُوَحِّدِ مَحبُوبٌ سِوَى الفَرد الوَاحِد[١] .
براى اقرار كننده به توحيد محبوبى جز خداى يگانه نماند .
و همه ى محبت ها ـ محبت به پدر و مادر و زن و فرزند و مال و ثروت ـ شعاع آن محبت باشد . يعنى همه را به خاطر خدا بخواهد و همه را براى خدا دوست داشته باشد ، و محبت آنان در قلب به گونه اى نباشد كه ميان انسان و محبوب حقيقى اش ـ حضرت حق ـ حائل شود .
و وفاى آن در مرحله ى عملى اين است كه مال و ثروت و وجود خود را براى حضرت حق هزينه كند ، و به تعبير قرآن مجيد خود را فروشنده ، و مال و وجودِ خويش را جنس ، و خدا را خريدار ، و بها و قيمت را بهشت بداند :
( إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . . )[٢] .
يقيناً خدا جان و اموال مؤمنين را در برابر اين كه بهشت براى آنان باشد از آنان مى خرد .
كسى كه در اين داد و ستد وارد نشود ، و از پرداخت مال و جانش به خدا دريغ ورزد ، ملتزم به شؤون ايمان نشده و قدم در حوزه ى وفاى عملى نگذاشته و از نظر ايمان و دين فردى ناقص است .
اگر بگويد : به پروردگار محبت دارم و به آن ذات يگانه عشق مىورزم ، در گفتارش صادق نيست ; زيرا چون محبت به جان و مالش از محبت به خدا زيادتر است ، ميان او و اجراى فرامين خدا مانع و حجاب شده ; پس به معناى واقعى
[١] التحفة السنية ( مخطوط ) : ١٥٩ ; السيد عبدالله الجزايرى .
[٢] توبه ( ٩ ) : ١١١ .