زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٨٣ - داستان جنيد بغدادى و مسكين
نشست و برخاست با فقيران ، به خانه ى آنان رفتن ، با آنان عاشقانه معاشرت كردن ، و به آنان محبت ورزيدن ، آلودگى كبر را از قلب مى زدايد و نقش زيباى تواضع را بر صفحه ى جان صورت گرى مى كند و بيمارى نخوت و خودبينى و فخرفروشى را درمان مى كند و راه رسيدن به فيوضات الهى را هموار مى نمايد و نهايتاً انسان را محبوب خدا مى كند .
متكبّران ـ كه از رحمت پروردگار محرومند و از اخلاق پيامبران و امامان دورند و درونى آلوده دارند ـ از نشست و برخاست با فقيران امتناع مىورزند و از نزديك شدن به تهيدستان و افتادگان دورى مى جويند . درِ خانه ى آنان به روى اينان كه گاهى در ميانشان اهل الله هستند بسته است .
اين خودخواهان مغرور و آلودگانى كه نشست و برخاست با فقيران و محبت ورزيدن به آنان را براى خود ننگ و عار مى دانند گويا خبر ندارند كه پيامبر فرموده است :
لاَ يَدخُلُ الجَنّةَ مَن كَانَ فِى قَلْبِهِ مِثقالُ حَبّة مِن خَردَل مِنْ كِبْر . . .[١] .
كسى كه در دلش به وزن دانه ى خردلى از كبر است وارد بهشت نمى شود !
و گويا نمى دانند كه گاهى بندگان خاص خدا و عباد روشن ضمير حق در ميان اين طايفه اند كه از هر جهت قابل احترامند .
داستان جنيد بغدادى و مسكين
جنيد مى گويد : وارد مسجدى شدم ، فردى را ديدم كه به مردم مى گفت : اگر امكان حل مشكل من براى شما فراهم است مشكلم را حل كنيد . در دلم گذشت
[١] معانى الاخبار : ٢٤١ ، باب معنى الكبر ، حديث ٢ ; مجموعه ى ورام : ١ / ١٩٨ ، بيان ذم الكبر .