زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٧ - سرنوشت مؤمنان در قيامت
عِندَ رَبّى يُطعِمُنى وَيسقِينِى »[١] .
هنگامى كه پيامبر روزه اش را بدون انقطاع و پى در پى قرار داد ، اصحاب هم به او اقتدا كردند ، پيامبر آنان را از روزه ى وصال نهى كرد . گفتند : « موقعيت و شأن تو چگونه است كه به چنين روزه اى متوسل شده اى ؟! » فرمود : « من مانند شما نيستم ، من پيوسته نزد پروردگارم به سر مى برم در حالى كه مرا اطعام مى كند و از آشاميدنى ويژه اى مى نوشاند » .
آرى ! كسى كه اعلام كرده است :
أَدَّبَنِى رَبّى فَأحسَنَ تَأدِيبِى[٢] .
پروردگارم مرا به ادب آراست و نيكو مرا به ادب آراست .
بايد به پاداش اين كه همه ى موارد ادب را عاشقانه پذيرفت و به مرحله ى اجرا گذاشت ، و در اين زمينه براى همه ى انسان ها اسوه و سرمشق شد ، از سوى محبوبش خوراكى و آشاميدنى ويژه ، كه جز خود او از كيفيتش خبر نداشت دريافت كند .
او انسان والا و عاشق و عارفى بود كه با همه ى وجودش به زبان حال به محبوبش مى گفت :
من نه آنم كه روم از پى يارى ديگر ^^^ يا به غير از تو دهم دل به نگارى ديگر
رهسپار غم عشق توام اى راحت جان ^^^ زان نيارم كه روم از پى كارى ديگر
آتش روى تو بر دل زده يك باره شرار ^^^ عشق تو سوخته جانم به شرارى ديگر
به خيال گل روى تو بهارى دل راست ^^^ در وصال تو خود او را ست بهارى ديگر
[١] عوالى اللآلى : ٤ / ١١٨ ، الجملة الثانية ، حديث ١٨٩ ; مستدرك الوسائل : ٧ / ٥٥٢ ، باب ٣ ، حديث ٨٨٦٦ .
[٢] نور الثقلين : ٥ / ٣٩٢ ; بحار الانوار : ٦٨ / ٣٨٢ ، باب ٩٢ .