زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٣١٤ - كمال خوش رفاقتى
و گردن بزن . على (عليه السلام) او را برد تا گردنش را بزند . جبرئيل به پيامبر نازل شد و گفت : يا محمد ! پروردگارت سلام مى رساند و مى گويد : او را نكش ; زيرا خوش اخلاق و در ميان قومش اهل سخاوت است . حضرت فرمود : يا على ! دست نگاهدار ، اينك فرستاده ى پروردگار من است كه به من خبر مى دهد اين بت پرست ، خوش اخلاق و در ميان اقوامش اهل سخاوت است ، مشرك زير شمشير گفت : اين فرستاده ى پروردگار تو است كه حسن خلق و سخاوت من را به تو خبر مى دهد ؟ فرمود : آرى . گفت : به خدا سوگند با داشتن برادرى انسانى هرگز خود را مالك درهمى به حساب نياوردم و در جنگ ترش رويى از خود نشان ندادم و اكنون مى گويم اشهد ان لا اله الا الله و انك رسول الله . پس پيامبر فرمود : اين مرد از كسانى است كه خوش اخلاقى و سخاوتش او را به بهشت ابدى و جاويد كشانيد ![١]
مردى روبروى رسول خدا آمد و گفت : دين چيست ؟ فرمود : خوش اخلاقى . سپس از طرف راست پيامبر آمد و گفت : دين چيست ؟ فرمود : خوش اخلاقى . آن گاه از طرف چب پيامبر آمد و گفت : دين چيست ؟ فرمود : خوش اخلاقى . سپس از پشت سر رسول خدا آمد و گفت : دين چيست ؟ حضرت به او توجه فرمود و گفت : آيا دين را نفهميدى ؟ دين اين است كه به خشم نيايى[٢] .
كمال خوش رفاقتى
[١] امالى صدوق : ١٠٥ ، المجلس الثانى و العشرون ، حديث ٤ ; بحار الانوار : ٤١ / ٧٣ ، باب ١٠٦ ، حديث ٤ .
[٢] جاء رجل إلى رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) من بين يديه ، فقال : يا رسول الله ! ما الدين ، فقال : حسن الخلق ، ثم أتاه عن يمينه ، فقال : ما الدين ، فقال : حسن الخلق ، ثم أتاه من قبل شماله ، فقال : ما الدين ، فقال : حسن الخلق ، ثم أتاه من ورائه ، فقال : ما الدين ، فالتفت إليه وقال : أما تفقه الدين هو أن لا تغضب .
مجموعه ورام : ١ / ٨٩ ، باب العتاب ; بحار الانوار : ٦٨ / ٣٩٣ ، باب ٩٢ ، حديث ٦٣ .