زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٩٩ - هدف بعثت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
پيامبران و با امامان و نهايتاً با بهشت پروردگار و خشنودى و رضاى حق پيوند داشته باشند . پيوند با همه ى اين حقايق در سايه ى تواضع و خشوع و انصاف ميسّر است .
پيامبر بزرگ اسلام و اهل بيت گراميش رذايل اخلاقى را ريشه ى كفر مى دانند . چگونه مى توان كسى را كه آلوده به ريشه هاى كفر است در مدار عبادت حق و خدمت به خلق قرار داد ؟!
قَال أبوعَبدالله (عليه السلام) أصولُ الكُفرِ ثَلاثَةٌ : الحِرصُ وَالإستكبارُ وَالحَسَدُ .
فَأمَّا الحِرصُ فَإنّ آدَمَ حينَ نُهِىَ عَن الشَّجَرةِ حَمَلَهُ الحِرصُ عَلى أنْ أكَلَ مِنهَا ; وَأمّا الاِستِكبارُ فَإبلِيسُ حَيثُ أُمِرَ بِالسُّجودِ لآدَمَ فَأبَى ; وَأمَّا الحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيثُ قتلَ أحدُهُما صَاحِبَهُ[١] .
امام صادق (عليه السلام) فرمود : ريشه هاى كفر سه چيز است : حرص و كبر و حسد ;
و اما حرص ، آدم با اين كه از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه نهى شده بود ولى حرص او را به خوردن آن وادار كرد ;
و اما كبر ، ابليس با اين كه به سجده بر آدم دعوت شده بود ولى كبر باعث خوددارى او از سجده شد ;
و اما حسد ، قابيل به خاطر حسد خون برادرش هابيل را ريخت .
اگر آدم دچار حرص نبود يقيناً به آن درخت نزديك نمى شد ; واگر ابليس برخوردار از فروتنى بود بى ترديد همراه فرشتگان به آدم سجده مى كرد ; و اگر قابيل آلوده به حسد نبود قطعاً برادرش را نمى كشت .
من گمان نمى كنم بتوان اسلام و حقايق نورانى اش را در فرد و خانواده و جامعه اى كه دچار رذايل اخلاقى است پياده كرد .
[١] كافى : ٢ / ٢٨٩ ، باب فى اصول الكفر و اركانه ، حديث ١ ; بحار الانوار : ٦٩ / ١٠٤ ، باب ٩٩ ، حديث ١ .