زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٨٩ - حضرت يحيى و حق گويى
وَرجلٌ قَال الحَقِّ فِيما عَلَيهِ وَلَه[١] .
سه نفرند كه نزديك ترين خلق به خداى عز وجل در قيامت اند تا حساب پايان پذيرد . . . و يكى از آنان مردى است كه در آنچه به زيان و سودش بود حق گفته است .
و نيز آن حضرت فرمود :
إنَّ مِن حَقِيقَةِ الإيمانِ أنْ تُؤثِرَ الحَقُّ وَإن ضَرَّكَ عَلَى البَاطِل وَإن نَفَعَكَ[٢] .
به راستى از حقيقت ايمان است كه حق را گرچه به تو زيان رساند بر باطل ترجيح دهى گرچه به تو سود رساند .
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
أفضلُ الجِهادِ كَلمةُ حقّ عِندَ سُلطان جائِر[٣] .
برترين جهاد بيان حق نزد پادشاه ستمكار است .
حضرت يحيى و حق گويى
اكثر مورّخان مسلمان و نيز منابع معروف مسيحى جريان جگر خراش شهادت حضرت يحيى را به خاطر بيان حق و اظهار حقيقت بر ضد طاغوت زمان خود دانسته اند و چنين بازگو كرده اند : يحيى قربانى روابط نامشروع طاغوت زمان خود با يكى از محارم خويش شد . به اين ترتيب كه هيردويس پادشاه هوسباز فلسطين عاشق هيروديا دختر برادر خود شد و زيبايى وى دل او را در گرو عشق آتشين قرار داد ، لذا تصميم به ازدواج با او گرفت !
[١] امالى صدوق : ٣٥٨ ، المجلس السابع و الخمسون ، حديث ٦ ; بحار الانوار: ٧٢ / ٢٦، باب ٣٥، حديث ٧ .
[٢] المحاسن : ١ / ٢٠٥ ، باب ٥ ، حديث ٥٧ ; بحار الانوار : ٦٧ / ١٠٦ ، باب ٤٨ ، حديث ٢ .
[٣] عوالى اللآلى : ١ / ٤٣٢ ، المسلك الثالث ، حديث ١٣١ ; كنز العمال : ١٥ / ٩٢٣ .