زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٩٥ - ٦ ـ بسيار گفتن « لا حول ولا قوّة إلا بالله العلى العظيم »
« حول » به معناى تحول و دگرگونى و « قوت » به معناى توانايى و نيرومندى است ، و اين حقيقت براى اهل بصيرت و صاحبان دانش و بينش و خردمندان بزم آفرينش مسلّم و قطعى است كه در همه ى عرصه ى هستى و پهن دشت خلقت هيچ نوع تحوّل و دگرگونى و توانايى و نيرومندى جز با تكيه بر خداى برتر و بزرگ وجود ندارد . اگر او تحوّل چيزى را اراده كند تحوّل انجام خواهد گرفت ، گرچه همه ى موجودات جهان هستى در برابر خواست او بايستند ، و اگر او بخواهد نيرومندى اش را در كارى به كار گيرد به كار مى گيرد و هيچ نيرويى در برابر نيروى حضرتش تاب مقاومت ندارد .
اگر اين ذكر از دل شروع شود ، و نورانيتش روان و جان را در آغوش گيرد و بر زبان صادقانه جارى گردد ، اين حقيقت خودنمايى خواهد كرد كه همه ى دگرگونى ها به دست اوست و توانايى و نيرومندى در ملك و ملكوت و غيب و شهادت جز توانايى و نيروى او وجود ندارد ; بنابراين در صورتى كه انسان وابسته به وجود مبارك حق باشد ، و راه استوار و صراط قويم اسلام را بپيمايد وبه فرمان هاى ثمر بخش حضرت محبوب گردن نهد ، از تحولات و تغييرات باكى به خود راه نمى دهد و از هيچ قدرتى كه در برابر قدرت دوست پوچ و هيچ است نمى هراسد و در برابر ستمگران مى ايستد ; و اگر ايستادنش به قيمت از دست دادن جانش تمام شود هم چون پيشواى شهيدان با همه ى وجود فرياد مى زند :
إنّى لا أرَى الموتَ إلاّ سَعادةً ولا الحياةَ مَعَ الظّالمينَ إلاّ بَرَماً[١] .
من مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با ستمگران را جز ملولى و نابودى نمى دانم .
[١] مناقب : ٤ / ٦٨ ، فصل فى مكارم اخلاقه ( ع ) ; بحار الانوار : ٤٤ / ١٩٢ ، باب ٢٦ ، حديث ٤ .