زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٤٤ - خوف از خدا
انسان وقتى بترسد كه وجودى عظيم چون حضرت حق مراقب و مواظب اوست ، و در هيچ لحظه اى و در هيچ مكانى و در خلوت و آشكارى از او غايب نيست ، و بداند كه محصول تلخ گناه ، گرفتارى شديد در حسابرسى و سپس دچار شدن به دوزخ است ، يقيناً از گناه خوددارى مى كند . بنابراين حالت خوف در اين جهت از عالى ترين حالات انسان و از برترين مكارم و محاسن اخلاقى است .
امام صادق (عليه السلام) به يكى از يارانش به نام اسحاق بن عمار فرمود :
اى اسحاق ! از خدا بترس چنان كه گويى او را با دو چشم سر در برابر خود مى بينى ، و اگر تو او را نمى بينى بى ترديد او تو را مى بيند ; و اگر اعتقادت بر اين باشد كه او تو را نمى بيند يقيناً كافر شده اى ; و اگر معتقدى كه تو را مى بيند آن گاه در برابر ديد او دست به گناه بزنى مسلماً او را از پست ترين بينندگان قرار داده اى !![١]
و نيز آن حضرت فرمود :
مَن عَرَفَ اللهَ خَافَ اللهَ ، وَمَن خَافَ اللهَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنيَا[٢] .
كسى كه خدا را بشناسد خداترس مى شود و كسى كه خداترس شود لذت ها و شهواتى را كه موجب خشم خداست ترك مى كند .
رسول خدا فرمود :
[١] عن إسحاق بن عمار ، قال : قال أبو عبد الله (عليه السلام) : يا إسحاق ! خف الله كأنك تراه ، وإن كنت لا تراه فإنه
يراك ، وإن كنت ترى أنه لا يراك ، فقد كفرت ، وإن كنت تعلم أنه يراك ثم برزت له بالمعصية فقد جعلته من أهون الناظرين .
اصول كافى : ٢ / ٦٧ ، باب الخوف و الرجاء ، حديث ٢ ; بحار الانوار : ٦٧ / ٣٥٥ ، باب ٥٩ ، حديث ٢ .
[٢] اصول كافى : ٢ / ٦٨ ، باب الخوف و الرجاء ، حديث ٤ ; مشكاة الانوار : ١١٧ ، الفصل الرابع فى الخوف و الرجاء .