زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٨٢ - ٣ ـ دعاى معتمر
از بهار به همدان برگشتم در حالى كه گسيل داشتن جوانان به سربازخانه بسيار شدت يافته بود و كسى هم جرأت فرار يا نرفتن به سربازى را نداشت ، من كه مى دانستم رئيس مربوطه به دنبالم خواهد فرستاد و ممكن است خانواده ام دچار مشقت شوند ، آماده ى رفتن به سربازخانه شدم .
به مرد بزرگوارى از آشنايان برخورد كردم ، گفت : قصد كجا را دارى ؟ گفتم : سربازخانه . گفت : برگرد خانه زيرا از سربازى معافى . گفتم : مشكل به نظر مى رسد كه از چنگ اين ستمكاران آزاد شوم . گفت : شب گذشته خواب ديدم به سامرا رفتم ، جلسه ى مهم و باارزشى بود ، پدرت در آن جلسه حضور داشت ، به من گفت : به پسرم بگو ناراحت نباش ، با امام عصر (عليه السلام) درباره ى او صحبت كردم ، مشكل وى حلّ شد ، نه اين كه او را به سربازى نمى برند بلكه ورقه ى معافيت او را نيز خواهند داد .
من با اطمينان به اين واقعه به سربازخانه رفتم . مأمور اطاق رئيس گفت : شما معافى ، پيش فلان عطار برو ، رئيس براى ملاقات با شما به آنجا مى آيد . از سربازخانه بيرون آمدم و به مغازه ى آن عطار رفتم . رئيس به آنجا آمد و ضمن احترام فوق العاده نسبت به من ، معافى مرا به دست من داد ، و من از آن رنج روحى سخت به خاطر دعا و درخواست يارى از خدا رها شدم .
٣ ـ دعاى معتمر
عمره در كلام ائمه ى اطهار (عليهم السلام)
حج و عمره از اعمالى است كه قرآن مجيد و اهل بيت عصمت (عليهم السلام) به انجام دادنش سفارشات مهم و تأكيدهاى فراوان و وصيت هاى باارزشى دارند .
حضرت على (عليه السلام) در رواياتى فرموده است :