زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٣٦١ - روايات و تقوا
روايات و تقوا
يعقوب بن شعيب مى گويد : از حضرت صادق (عليه السلام) شنيدم مى فرمود :
مَا نَقَلَ اللهُ عَزّ وَجلّ عَبداً مِن ذُلِّ المَعَاصِى إلَى عِزِّ التَّقوَى إلاّ أغنَاهُ مِن غَيرِ مَال وَأعَزَّهُ مِن غَيرِ عَشِيرَة وَآنَسَهُ مِن غَيرِ بَشَر[١] .
خداى عز و جل بنده اى را از ذلّت گناهان به عزت تقوا منتقل نكرد مگر اين كه او را بدون مال بى نياز كرد و بدون قوم و قبيله عزت بخشيد و بدون يك بشر انس داد .
امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : اميرالمؤمنين (عليه السلام) همواره مى فرمود : براى اهل تقوا نشانه هايى است كه به آنها شناخته مى شوند : راستى در سخن ، اداى امانت ، وفاى به پيمان ، كمى عجز و بخل ، صله ى ارحام ، مهرورزى به ناتوانان ، كمى موافقت با زنان ، بذل نيكى ، حسن خلق ، گستردگى بردبارى و پيروى دانش در آنچه كه انسان را به خدا نزديك مى كند ، خوشا به حال اهل تقوا ، و بر آنان باد خوبى عاقبت[٢] .
مردى به محضر حضرت سجاد (عليه السلام) آمد و گفت : من گرفتار زنانم ، روزى زنا مى كنم و روزى روزه مى گيرم ، آيا روزه ام كفاره ى زنايم مى شود ؟ حضرت به او فرمود : چيزى نزد خدا محبوب تر از اين نيست كه اطاعت شود و از معصيت او بپرهيزند ، بنابراين نه زنا كن و نه روزه بگير ، سپس او را نزديك خود خواند و دستش را گرفت و به او خطاب كرد ، عمل اهل دوزخ را انجام مى دهى و اميد به ورود به بهشت را دارى ؟[٣]
[١] كافى : ٢ / ٧٦ ، باب الطاعة و التقوى ، حديث ٨ ; بحار الانوار : ٦٧ / ٢٨٢ ، باب ٥٦ ، حديث ١ .
[٢] خصال : ٢ / ٤٨٣ ، حديث ٥٦ ; تفسير عياشى : ٢ / ٢١٣ .
[٣] كافى : ٥ / ٥٤١ ، باب الزانى ، حديث ٥ ; عدة الداعى : ٣١٣ ; بحار الانوار : ٦٧ / ٢٨٦ ، باب ٥٦ .