زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٣١٥ - كمال خوش رفاقتى
حضرت صادق (عليه السلام) از پدر بزرگوارش امام باقر (عليه السلام) روايت مى كند : على (عليه السلام) با مردى از اهل ذمّه همراه شد . مرد ذمّى به او گفت : اى بنده ى خدا ! قصد كجا دارى ؟ حضرت فرمود : كوفه . هنگامى كه بر سر دوراهى راه ذمّى تغيير كرد حضرت هم مسيرش را از كوفه به مسير ذمّى تغيير داد . ذمّى گفت : تو خيال كوفه نداشتى ؟ فرمود : آرى خيال كوفه داشتم . ذمّى گفت : راه را رها كردى ؟ فرمود : دانستم . گفت : در حالى كه دانستى چرا همراه من شدى ؟ فرمود : اين از كمال خوش رفاقتى است كه مرد دوستش را هنگام جدايى مشايعت كند و پيامبر ما اين گونه به ما فرمان داده است . ذمّى گفت : پيامبر اين چنين گفته است ؟ حضرت فرمود : آرى . ذمّى گفت : تنها پيرو واقعى او كسى است كه از او در كارهاى باارزش پيروى كرده است و من نزد تو شهادت مى دهم كه من هم بر طريقه و روش تو هستم . پس ذمّى با على (عليه السلام) بازگشت و زمانى كه حضرت را شناخت مسلمان شد[١] .
در هر صورت خوش خلقى با اهل و عيال و خانواده و با همه ى مردم از ارزش هاى باطنى و كرامت هاى روحى و سبب جلب محبت ديگران و مصون ماندن از بسيارى از شرور و باعث زياد شدن روزى و جلب خشنودى و رضايت حق و عامل پاداش و جزاى عظيم در قيامت و از علل بخشوده شدن گناهان و محو شدن سيئات است .
بد خلقى و ترش رويى و عبوسى و خشونت از صفات شيطان صفتان و خوى مردم بى دين و دور از انسانيت و سبب رميده شدن مردم از انسان و رنجش خانواده و آزار مردم و باعث سخط و غضب حق و عامل دوزخى شدن انسان و بسته شدن درهاى رحمت به روى اوست .
چه بسا خوش خلقانى كه در عرصه ى هولناك محشر با عمل اندك نجات
[١] كافى : ٢ / ٦٧٠ ، باب حسن الصحابة و حق الصاحب فى السفر ، حديث ٥ ; وسائل الشيعه : ١٢ / ١٣٤ ، باب ٩٢ ، حديث ١٥٨٦٣ .