زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٥٢ - ٧ ـ زبان و گفتار و خاموشى
زبان اگر در مدار تربيت حق و هدايت خداى مهربان و تعليمات پيامبران و امامان و اولياى الهى قرار گيرد ، تبديل به كارگاهى بزرگ براى توليد خير و نيكى مى شود و از اين طريق سودى سرشار و منفعتى فراوان به صاحبش و به ديگران مى رساند .
زبان را بايد در جايى كه خدا به آن اجازه ى سخن گفتن داده است آزاد گذاشت تا منافع دريا گونه اش را به سوى محتاجان امور معنوى و مادى سرازير كند . و نيز بايد در جايى كه به آن اجازه ى گفتار نداده اند به سكوت و خاموشى نشيند تا زيان گفتار باطل و بى جايش به كسى نرسد .
از گفتار زبان در موردى كه گفتن شايسته ى اوست تعبير به قول حق ، قول عدل ، و قول ميسور و قول بليغ و قول حسن و قول احسن شده و در موردى كه بايد از گفتار خوددارى ورزد و خاموشى پيشه سازد تعبير به صمت شده است .
صالحان و شايستگان كه هدايت حضرت حق چون خورشيد از افق وجودشان طلوع دارد آنجا كه بايد بگويند مى گويند ، گرچه گفتارشان براى آنان عامل رنج و زحمت شود و جانشان را در معرض خطر قرار دهد ; و در موردى كه بايد خاموشى و سكوت پيشه سازند به خاموشى و سكوت مى نشينند ، گرچه بسيارى از منافع ظاهرى را از دست بدهند .
صالحان با زبانشان به تجارتى برمى خيزند كه سودش ابدى و هرگز كسادى و زيان در آن راه ندارد .
روايات اهل بيت (عليهم السلام) در رابطه با زبان و منافع و سودش اشاراتى بس لطيف و باارزش دارند كه دانستنش بر همگان لازم است .
از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده است :