زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٣٠ - اخلاص ، مرتفع ترين قله ى معنويت
جوشش اخلاص از پاكدلى گمنام
عالمى بزرگوار و صاحب نفسى بردبار برايم حكايت كرد : اهل خيرى ، كريم بزرگوارى مسجدى را در محلّى مورد نياز بنا كرد و آن را براى اقامه ى نماز و مجالس مذهبى آماده نمود ، ولى از اين كه آن را بر اساس علاقه اش به جاى گليم و موكت مفروش به فرش هاى قابل توجه كند به خاطر كمبود مال بازماند .
خادم مسجد گفت : شبى به منزل يكى از اقوامم كه فاصله اى بسيار دور با مسجد داشت مهمان بودم ، به خاطر گذشتن وقت نتوانستم به مسجد بازگردم ، نزديك اذان صبح جهت آماده كردن مسجد براى نماز جماعت به مسجد بازگشتم ، ديدم به جاى قفل درب زنجيرى به آن بسته شده ، به نظرم آمد دزدى به مسجد زده و آنچه را توانسته برده ، وقتى وارد مسجد شدم و چراغ ها را روشن كردم ديدم تمام محوطّه ى نمازخانه با فرش هاى دست بافت شهر مشهد مفروش شده و چندين جعبه و كارتن كه محتوى انواع ظروف جهت پذيرايى از چند صد نفر است در گوشه ى مسجد قرار دارد و نامه اى به اين مضمون روى يكى از جعبه ها نهاده شده : اى خادم ! چند شب بود مسجد را زير نظر داشتم تا شب گذشته ديدم مسجد را رها كردى و رفتى ، با استمداد از حق تمام شبستان را فرش كردم و اين ظروف را براى مصرف در مجالس مذهبى محرم و صفر و افطار ماه رمضان آوردم ; اگر بخواهى مرا بشناسى كه كيستم و از كجايم ، قيامت از محضر حق بپرس ، اگر صلاح بود مرا معرفى مى كند ، اگر صلاح نبود معرفى نمى نمايد و من اين كار را در دنيا فقط براى رضاى محبوب انجام دادم و بس !!
اخلاص ، مرتفع ترين قله ى معنويت
قرآن مجيد مردم را از نظر عقايد و اعمال به چهار دسته تقسيم كرده است :